نویسنده کتاب «اندیشه کلامی ارجاء در بوته نقد» و برگزیده هجدهمین جشنواره بانوی کرامت، در گفتوگویی ضمن تبیین ریشههای تاریخی فرقه مرجئه، بر ضرورت آسیبشناسیِ «تفکر ارجاء» در جامعه امروز و پاسخ به باورهای غلطی نظیر بیتأثیریِ عمل بر ایمان تأکید کرد.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران/فارس، خانم نجمه رضوی کوشکی، نویسنده کتاب «اندیشه کلامی ارجاء در بوته نقد» برگزیده هیجدهمین جشنواره بانوی کرامت (بخش کتاب؛اساتید) شده، مصاحبهای با وی انجام شده است، متن مصاحبه را در ادامه میخوانیم؛
- لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید و درباره سطح تحصیلی و ضمن معرفی مدرسه علمیه محل تحصیل خود، درباره مقاله خود توضیح دهید.
کتاب «اندیشه کلامی ارجاء در بوته نقد» به بررسی یکی از فرقههای مهم و در عین حال کمتر شناختهشده در تاریخ اسلام، یعنی «مرجئه» میپردازد.انگیزه من از نگارش این کتاب، یک خلأ پژوهشی بود. همانطور که میدانید، بیشتر منابع موجود درباره فرقهها توسط اهل سنت نوشته شده و گاهی خالی از غرض نیست. از سوی دیگر، برخی تصور میکنند چون این فرقه امروزه وجود خارجی ندارد، دیگر ارزش تحقیقی ندارد. اما حقیقت این است که ریشههای تفکر ارجاء (به معنای به تأخیر انداختن قضاوت درباره ایمان افراد) هنوز هم درجامعه اسلامی، بهویژه در برخی گرایشهای سطحی، دیده میشود. این کتاب تلاش میکند با رویکردی کلامی و تاریخی، این فرقه را به صورت مستقل و با نگاهی انتقادی بررسی کند.
- کمی درباره خاستگاه و علل پیدایش این فرقه بفرمایید.
مرجئه در واقع یک لقب است، نه صرفاً یک نام. ریشه آن از «ارجاء» به معنای «به تأخیر انداختن» است. این فرقه در پی حوادث پس از رحلت پیامبر (ص) و بهویژه در جریان جنگ جمل و صفین شکل گرفت. عدهای از صحابه که در تشخیص حق از باطل دچار تردید شده بودند و نمیخواستند در فتنهها وارد شوند، کنار کشیدند. آنها گفتند: قضاوت درباره ایمان یا کفر افراد (مثل علی (ع) و معاویه) را به خدا واگذار میکنیم و به تأخیر میاندازیم. این رویکرد در ابتدا کاملاً سیاسی بود، اما بعدها مبنایی کلامی برای خود ساختند و در مورد «ایمان» و «حکم مرتکب گناه کبیره» نظریهپردازی کردند. به همین دلیل، در کتاب، هم به علل سیاسی و اجتماعی پیدایش آنها پرداختهام و هم به مبانی کلامیشان.
- یکی از نقاط قوت کتاب شما، نقد منصفانه و مستند عقاید این فرقه است، به نظر شما مهمترین نقطه ضعف یا انحراف فکری مرجئه چه بود؟
خطرناکترین انحراف آنها،جدا کردن «عمل» از «ایمان» بود. آنها معتقد بودند ایمان فقط «تصدیق قلبی» و «اقرار زبانی» است و اعمال هیچ تأثیری در سعادت یا شقاوت انسان ندارد. این طرز فکر، پیامدهای ویرانگری داشت. از یک سو باعث اباحیگری و بیتفاوتی نسبت به گناه میشد و از سوی دیگر، راه را برای تأیید حاکمان ظالم و فاسد هموار میکرد. آنها میگفتند: «با ایمان داشتن، هیچ گناهی ضرر نمیزند، همانطور که با کفر، هیچ طاعتی سودی ندارد.» این دقیقاً همان چیزی بود که بنیامیه برای تثبیت حکومت خود به آن نیاز داشتند. در مقابل، شیعه و ائمه معصومین (ع) به شدت با این تفکر مخالفت کردند و ایمان را امری مرکب از معرفت قلبی، اقرار زبانی و عمل به ارکان دانستند.
- در بخشی از کتاب، به «پیامدهای تفکر ارجاء» اشاره کردهاید، آیا این پیامدها فقط محدود به گذشته است یا امروز هم میتوان ردپای آن را دید؟
نویسنده: متأسفانه، همینطور است. اگرچه فرقه مرجئه به عنوان یک گروه سازمانیافته امروز وجود ندارد، اما «تفکر مرجئی» به شکلهای مختلف در جامعه ما دیده میشود. برای مثال، وقتی کسی میگوید: «فقط دلت پاک باشه، نماز و روزه مهم نیست» یا «هر کسی هر کاری بکند، مهم نیست، چون همه مسلمان هستند و به بهشت میروند»، این دقیقاً همان روحیه ارجاء است. شهید مطهری (ره) در کتاب «احیای تفکر اسلامی» به این نکته اشاره میکنند که متأسفانه این تفکر در دنیای تشیع هم رخنه کرده است. بنابراین، شناخت این فرقه و نقد عقاید آن، فقط یک کار تاریخی نیست،بلکه یک ضرورت برای آسیبشناسی دینی وقرهنگی امروز ماست.
- در پایان، اگر نکته خاصی درباره این کتاب دارید که دوست دارید مخاطبان بدانند، بفرمایید.
هدف من از نگارش این کتاب، دفاع از حقانیت تشیع و تبیین دقیق مرزهای اعتقادی بوده است. امیدوارم این اثر بتواند برای پژوهشگران حوزه فرق و کلام مفید واقع شود و گامی کوچک در جهت روشنکردن حقایق برای نسل جوان باشد. از شما و کانال پژوهش نیز بابت این فرصت صمیمانه سپاسگزارم.
انتهای پیام/
نظر شما