از شناخت تحولات نسلی تا ضرورت کنش جمعی

دومین جلسه از برنامه «مواجهه با تحولات عفاف در جامعه ایران» با سخنرانی رئیس پژوهشکده زن و خانواده برگزار شد.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، دومین جلسه از برنامه «مواجهه با تحولات پیرامون موضوع عفاف در جامعه ایران» با ارائه حجت‌الاسلام‌والمسلمین زیبایی‌نژاد، رئیس پژوهشکده زن و خانواده، و میزبانی محسن عزیزی، عضو هیأت‌علمی دانشگاه قم، روز دوشنبه ۲۳ شهریورماه برگزار شد.

سه مرحله در تحول فرهنگی جوامع

رئیس پژوهشکده زن و خانواده در آغاز بحث، با اشاره به یک روایت از پیامبر اکرم(ص)، سه مرحله را در فرآیند تحولات فرهنگی جوامع اسلامی تشریح کرد و گفت این روایت نشان می‌دهد اگر امر به معروف و نهی از منکر در زمان مقتضی خود انجام نشود، جامعه می‌تواند با مراحل متفاوتی از تحول فرهنگی مواجه شود. وی با اشاره به روایت «کیف بکم اذا فسد نساؤکم و شبانکم و لم تأمروا بالمعروف و لم تنهو عن المنکر» توضیح داد که مرحله نخست، مرحله شیوع فساد است. به گفته وی، موضوع روایت صرفاً ارتکاب یک گناه در یک نقطه نیست، بلکه سخن از زمانی است که یک رفتار گناه‌آلود در جامعه شیوع پیدا می‌کند و در نتیجه، زنان و جوانان جامعه در معرض چنین تحولی قرار می‌گیرند. وی در ادامه، نقش افراد صاحب نفوذ، بزرگان، پدران، مادران و کسانی را که از آنان انتظار می‌رود در برابر چنین شرایطی واکنش نشان دهند، مورد توجه قرار داد و گفت در این مرحله، مسئله مهم این است که کسانی که توان و نفوذ لازم برای امر به معروف و نهی از منکر دارند، نسبت به شیوع فساد بی‌تفاوت می‌شوند. زیبایی‌نژاد مرحله دوم را با استناد به ادامه روایت پیامبر اکرم(ص) توضیح داد: «کیف بکم اذا امرتم بالمنکر و نهیتم عن المعروف». وی این مرحله را مرحله فراگیری فساد دانست؛ مرحله‌ای که در آن، کسانی که انتظار می‌رود از ارزش‌های دینی و عفاف محافظت کنند، خود به عامل ترویج منکر تبدیل می‌شوند و دیگران را به انجام آن تشویق می‌کنند یا از معروف بازمی‌دارند. وی در توضیح این مرحله، نمونه‌هایی از تغییر نگاه به ازدواج و روابط میان جوانان را مطرح کرد و گفت ممکن است پدر یا مادری، فرزند خود را از ازدواج بازدارد یا به جای آن، او را به برقراری روابطی خارج از چارچوب ازدواج تشویق کند. همچنین به نمونه‌ای از توصیه یک مشاور درباره به تأخیر انداختن ازدواج اشاره کرد و آن را نمونه‌ای از جابه‌جایی نقش کسانی دانست که از آنان انتظار می‌رود راهنمایی و اصلاح انجام دهند. ایشان در ادامه با اشاره به دیدگاه مطرح‌شده در کتاب «جنگ علیه خانواده» اثر ویلیام گاردنر، که پژوهشکده زن و خانواده ترجمه و منتشر کرده است، مسئله نقش مشاوران و روان‌شناسان را مورد توجه قرار داد و این پرسش را مطرح کرد که آیا کسانی که افراد برای حل مشکلات خانوادگی به آنان مراجعه می‌کنند، خود ممکن است تحت تأثیر یک پارادایم فکری خاص قرار داشته باشند یا خیر. به گفته وی، اگر روان‌شناسی در پارادایم فردگرایی شکل گرفته باشد، طبیعی است که مشاور نیز مسائل میان زن و شوهر را بر اساس پیش‌فرض‌های فردگرایانه تحلیل کند و همین امر می‌تواند بر نحوه مواجهه او با اختلافات خانوادگی تأثیر بگذارد.

زمانی که ارزش‌ها جابه‌جا می‌شوند

زیبایی‌نژاد مرحله سوم را مرحله‌ای دانست که در آن «معروف، منکر و منکر، معروف» می‌شود و ارزش‌ها جابه‌جا می‌شوند. وی برای توضیح تفاوت این مرحله با مرحله شیوع و فراگیری فساد گفت ممکن است در جامعه دروغ‌گویی زیاد باشد، اما همچنان دروغ به عنوان یک ضد ارزش شناخته شود. در چنین شرایطی، حتی فردی که دروغ می‌گوید، ممکن است همچنان آن را رفتار مطلوبی نداند. اما اگر جامعه به مرحله‌ای برسد که اساساً دروغ‌گویی را ارزشمند و راست‌گویی را ضد ارزش بداند، تحول ارزشی رخ داده است. وی همین تمایز را درباره عفاف نیز مطرح کرد و گفت ممکن است فردی رفتار عفیفانه نداشته باشد، اما همچنان عفاف را ارزش بداند و رفتار خود را توجیه کند. تحول ارزشی زمانی رخ می‌دهد که اصل عفاف زیر سؤال برود و جامعه به این نتیجه برسد که عفت اساساً ارزش نیست. به گفته ایشان، بدترین مرحله زمانی است که جامعه نسبت به این مسئله به نوعی تسالم برسد که عفاف را ضد ارزش و آزادی و اباحه‌گرایی جنسی را ارزشمند بداند. وی این وضعیت را در قالب تعبیر «انقلاب جنسی» توضیح داد و تأکید کرد که به نظر او جامعه ایران هنوز به صورت کلی به چنین مرحله‌ای نرسیده است، هرچند در برخی حوزه‌ها نشانه‌هایی از شیوع و در برخی حوزه‌ها نشانه‌هایی از فراگیری فساد وجود دارد. وی در عین حال هشدار داد که اگر در مرحله نفوذ فرهنگی، گلوگاه‌های امر به معروف و نهی از منکر فعال نباشند، در نسل بعد ممکن است همان کسانی که انتظار می‌رود با فساد مقابله کنند، خود به عامل امر به منکر و نهی از معروف تبدیل شوند و در نسل بعدی، ارزش‌ها دچار تحول اساسی شوند.

اصلاح وضعیت عفاف نیازمند تحلیل دقیق است

رئیس پژوهشکده زن و خانواده در ادامه، موضوع اصلی بحث را چگونگی اصلاح وضعیت عفاف و مسئله جنسی دانست و تأکید کرد کسی که می‌خواهد در جایگاه اصلاح‌گری قرار گیرد و در مقیاس ارتکاب، اشاعه و اقامه، کنش مؤثر انجام دهد، باید دارای تفکر و تحلیل باشد. وی میان مسئولیت فردی و کنش جمعی تمایز قائل شد و گفت ممکن است یک فرد متدین در مواجهه با یک ناهنجاری در خیابان، تذکری بدهد و وظیفه شرعی خود را انجام دهد؛ اما زمانی که قرار است یک گروه یا نهاد وارد عمل شود و اقدام جمعی مؤثر انجام دهد، موضوع پیچیده‌تر است و نیازمند تحلیل است. حجت الاسلام زیبایی نژاد برای تحلیل این وضعیت، یک چندضلعی را مطرح کرد که در یک ضلع آن «گروه هدف»، در ضلع دیگر «ما»، و در ضلع دیگر «جامعه بزرگ پیرامونی» قرار دارد و در ادامه، ضلع «حاکمیت» را نیز به این مجموعه افزود.

شناخت گروه هدف و تحولات نسلی

زیبایی‌نژاد نخستین پرسش را درباره تصویری دانست که از گروه هدف داریم؛ یعنی جوانانی که رفتارهای آنان در زمینه پوشش، رفتار و آرایش دچار تغییر شده است. وی این پرسش را مطرح کرد که آیا رفتارهای جدید جوانان صرفاً به دلیل مدگرایی شکل گرفته یا اینکه تحولات نسلی در لایه‌های عمیق‌تر شخصیت و جامعه اتفاق افتاده است.

ایشان با استفاده از استعاره «کوه یخ» از سهیل عنایت‌الله، آینده‌پژوه، توضیح داد که برای تحلیل پدیده‌های اجتماعی نباید فقط به بخش آشکار مسئله توجه کرد. به گفته وی، در لایه نخست می‌توان وضعیت ظاهری و آماری یک پدیده را بررسی کرد؛ برای نمونه، روند طلاق یا رفتارهای ناهنجار جنسی در دوره‌های مختلف، میان شهرها و روستاها و گروه‌های مختلف اجتماعی. در لایه دوم، علل و عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بررسی می‌شود؛ برای نمونه، بحران اقتصادی و مشکلات معیشتی ممکن است به عنوان عواملی برای افزایش برخی آسیب‌های اجتماعی مطرح شوند. اما وی تأکید کرد که در تحلیل پدیده‌های اجتماعی باید یک لایه عمیق‌تر نیز مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا در برخی دوره‌های تاریخی، فقر و مشکلات معیشتی حتی شدیدتر از شرایط امروز بوده، اما برخی از پیامدهای اجتماعی امروز به همان شکل مشاهده نمی‌شده است. از این رو، وی بحث «تحولات پارادایمی» و حرکت جامعه به سمت فردگرایی را مورد توجه قرار داد و گفت تحولات نسلی در جامعه ایران در دهه‌های اخیر با حرکت به سمت فردگرایی همراه بوده است.

فردگرایی و لایه‌های عمیق تحولات اجتماعی

زیبایی‌نژاد با اشاره به این موضوع که فردگرایی ابتدا در جوامع غربی شکل گرفت و سپس در جامعه ایران خود را نشان داد، گفت برای تحلیل عمیق‌تر باید به لایه‌های دیگری همچون اسطوره‌ها و نمادها و همچنین لایه‌های ناخودآگاه توجه کرد. وی در ادامه بحث «غرب‌زدگی» را به عنوان یکی از عوامل توضیح‌دهنده تحولات جامعه ایران در دوره‌های اخیر مطرح کرد و به تغییر گرایش‌های فکری در دهه‌های مختلف اشاره کرد. به گفته وی، در دهه‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۰، گفتمان چپ و مارکسیستی تحت تأثیر شرایط جهانی و نفوذ شوروی در بخش‌هایی از جامعه ایران طرفدار پیدا کرد، اما در دهه ۱۳۷۰ و پس از فروپاشی شوروی و به حاشیه رفتن گفتمان چپ، گفتمان نئولیبرالی و ادبیات جدید غربی در بخش‌هایی از جامعه مورد توجه قرار گرفت. وی نتیجه گرفت که برای شناخت بخشی از تحولات جامعه ایران، مطالعه و رصد تحولات غرب نیز اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا موضوعاتی که در غرب به مد تبدیل می‌شوند، ممکن است در فاصله‌ای بعد آثار و پیامدهای خود را در جامعه ایران نشان دهند.

نسل جدید و مسئله «سوژگی»

رئیس پژوهشکده زن و خانواده در ادامه، یکی از ویژگی‌های مهم نسل جدید را «سوژگی» دانست و گفت سوژگی انسان مدرن به دو خصلت مهم توجه دارد: خودآگاهی و بازتعریف مداوم خویشتن. وی توضیح داد که انسان جدید دائماً خود را بازبینی می‌کند و ممکن است هویت و گرایش‌های خود را در مقاطع مختلف تغییر دهد. به تعبیر وی، این نسل ممکن است در یک مقطع گرایش عرفانی داشته باشد، در مقطعی دیگر گرایش دیگری پیدا کند و حتی در مقطعی مذهبی و در مقطعی دیگر بی‌دین باشد؛ زیرا خود را در لحظه بازتعریف می‌کند. وی افزود که در این نسل، «من» و کرامت فردی اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است و انسان می‌خواهد کرامت او به رسمیت شناخته شود. زیبایی‌نژاد همچنین درباره مفهوم آزادی در این نسل گفت آزادی برای بخشی از این نسل به معنای رهایی و توانایی انتخاب سبک زندگی و ساختن خویشتن به شکل دلخواه خود است. وی این وضعیت را با مفاهیمی همچون «خودبنیادی» و «خودفرمایی» توضیح داد و تأکید کرد که اگر نسل جوان در لایه‌های عمیق شخصیتی دچار تحول شده باشد، سخن گفتن درباره حجاب و عفاف دیگر با همان شیوه‌ای که ممکن بود با نسل‌های گذشته سخن گفته شود، امکان‌پذیر نیست.

ضرورت شناخت زبان نسل جدید

وی برای توضیح تفاوت شرایط نسل‌ها، خاطره‌ای از مرحوم آیت‌الله مجیدالدین محلاتی از علمای شیراز نقل کرد که مربوط به بازرسی از نحوه ذبح شرعی گوسفندان در یکی از کشتارگاه‌های شیراز پیش از انقلاب بود. زیبایی‌نژاد گفت این مثال را از آن جهت مطرح می‌کند که نشان دهد ممکن است فردی در یک فضای فرهنگی متفاوت، نسبت به یک مسئله کاملاً متفاوت از آنچه مخاطب انتظار دارد واکنش نشان دهد. وی این مسئله را به گفت‌وگو درباره حجاب و عفاف تعمیم داد و گفت ممکن است جوانی که در خیابان حجاب را رعایت نمی‌کند، در عالم ذهنی و سبک زندگی خود با مجموعه‌ای از مسائل دیگر درگیر باشد و اساساً مسئله حجاب را مسئله اصلی خود نداند. از این رو، وی تأکید کرد پیش از هر نوع کنش، باید تحولات نسلی، زبان نسل جدید و الگوهای کنش آن شناخته شود و مشخص شود با چه زبانی می‌توان با این نسل وارد گفت‌وگو شد. وی همچنین این پرسش را مطرح کرد که آیا نسل جدید اساساً مرجعیت دینی را به رسمیت می‌شناسد یا خیر و تأکید کرد که اگر مخاطب مرجعیت فقیه و حتی مرجعیت دینی را نپذیرد، صرف بیان اینکه «خدا چنین گفته است» الزاماً مسئله را حل نمی‌کند و باید برای ارتباط با چنین نسلی، زبان و شیوه مواجهه مناسب را پیدا کرد.

«ما» در مسئله عفاف چه کسی است؟

بخش دیگری از سخنان زیبایی‌نژاد به مفهوم «ما» اختصاص داشت. وی گفت زمانی که در سخنرانی‌ها گفته می‌شود «ما باید چنین کاری انجام دهیم»، باید مشخص شود منظور از «ما» چه کسی است؛ آیا منظور یک فرد است، حاکمیت جمهوری اسلامی است یا جامعه متدینین؟ وی در ادامه، حاکمیت را یکی از اضلاع مهم این تحلیل دانست و گفت باید تصویر دقیقی از حاکمیت داشت. وی توضیح داد که در واقعیت، جمهوری اسلامی ایران ساختاری است که در آن، دین، مدرنیته و امر ایرانی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. به گفته وی، در جمهوری اسلامی مفاهیم دینی همچون ولایت الهی و ولایت فقیه وجود دارد، اما در کنار آن، مفاهیمی همچون جمهوری، صندوق رأی و تفکیک قوا نیز وجود دارند که منشأ آنها در جهان مدرن قرار دارد.

نقد دو رویکرد در مواجهه حاکمیت با حجاب و عفاف

زیبایی‌نژاد در ادامه به دو نوع رویکرد در دولت‌های مختلف نسبت به مسئله حجاب و عفاف اشاره کرد. وی گفت در دوره‌هایی که دولت در اختیار اصولگرایان و نیروهای ارزشی بوده، مسئله حجاب و عفاف گاهی به اقدامات سخت و بازدارنده تقلیل پیدا کرده است. او در این زمینه از تجربه گشت ارشاد و نحوه اجرای برخی اقدامات سخن گفت و تأکید کرد اگر افرادی که مسئول اجرای این اقدامات هستند آموزش و تربیت لازم برای مواجهه با مردم را ندیده باشند یا حتی خودشان نسبت به موضوع مورد نظر باور کافی نداشته باشند، اجرای بخشنامه‌ای نمی‌تواند به اقدام مؤثر تبدیل شود. وی همچنین به جلسه‌ای در دفتر رهبری درباره حجاب و عفاف اشاره کرد که در آن گزارش شده بود از میان دستگاه‌های متعدد مسئول، بسیاری از آنها اقدام مشخصی در این زمینه انجام نداده بودند و برخی فعالیت‌های معمول خود را صرفاً با عنوان حجاب و عفاف ادامه داده بودند. در مقابل، وی درباره دولت‌هایی که رویکرد اصلاح‌طلبانه داشتند گفت معمولاً تأکید آنها بر این بوده که اقدامات سخت و بازدارنده در موضوع حجاب و عفاف پاسخگو نیست و باید کار فرهنگی و تربیتی انجام شود. استاد زیبایی‌نژاد با تأکید بر اینکه اقدامات بازدارنده را نمی‌توان حذف کرد، تصریح کرد این اقدامات باید بخشی از برنامه باشند و نه اینکه به متن اصلی برنامه تبدیل شوند. به گفته وی، اقدامات سخت باید مکمل برنامه باشند و در کنار اقدامات فرهنگی، تربیتی و سایر اقدامات قرار گیرند. وی در عین حال، درباره رویکردی که صرفاً بر کار فرهنگی تأکید می‌کند نیز این پرسش را مطرح کرد که آیا واقعاً چنین برنامه فرهنگی و تربیتی گسترده‌ای در عمل اجرا شده است یا خیر.

دولت و جامعه؛ دو بخش از قدرت اجتماعی

رئیس پژوهشکده زن و خانواده در ادامه بحث حکمرانی را مورد توجه قرار داد و گفت در نگاه مبتنی بر اندیشه لیبرالیسم، دولت نباید نسبت به ارزش‌های جامعه حساسیت داشته باشد و وظیفه آن بیشتر حفظ نظم و امنیت دانسته می‌شود. وی همچنین درباره یک تلقی رایج در فضای پس از انقلاب سخن گفت که بر اساس آن، همه فسادها به حکومت گذشته نسبت داده می‌شد و انتظار می‌رفت جمهوری اسلامی تمام مسائل اجتماعی را اصلاح کند. به گفته وی، نتیجه چنین نگاهی آن بوده که دولت به عنوان عامل اصلی و تعیین‌کننده همه تحولات اجتماعی تصور شود و ظرفیت‌های مردمی، اجتماعی و محلی کمتر مورد توجه قرار گیرند. زیبایی‌نژاد تأکید کرد نباید همه ظرفیت‌ها در سبد دولت قرار گیرد و باید به این مسئله توجه داشت که دولت تنها یکی از بخش‌های قدرت اجتماعی است و نهادهای مردمی و خود مردم نیز بخشی از ظرفیت ایجاد تحول هستند. وی همچنین خاطرنشان کرد که دولت می‌تواند در برخی شرایط بخشی از راه‌حل و در شرایطی نیز بخشی از مشکل باشد و از این رو، نباید همه ظرفیت‌ها و برنامه‌ها صرفاً بر دولت متمرکز شوند.

ضرورت شکل‌گیری جامعه متدینین به عنوان یک کنش جمعی

وی ضلع دیگر بحث را «ما» دانست؛ یعنی جامعه متدینینی که نسبت به مسئله عفاف و ارزش‌های دینی احساس مسئولیت می‌کنند. زیبایی‌نژاد میان اینکه تعداد زیادی از افراد متدین به صورت فردی نگرانی خود را بیان کنند و اینکه همین افراد به یک جمع منسجم تبدیل شوند، تفاوت اساسی قائل شد. به گفته وی، ممکن است میلیون‌ها نفر نسبت به مسئله‌ای احساس نگرانی داشته باشند، اما اگر هر کدام به صورت جداگانه و بدون ارتباط با دیگری عمل کنند، قدرت اجتماعی آنان محدود خواهد بود. ایشان نمونه مدرسه را مطرح کرد و گفت اگر تعدادی از والدین نسبت به برنامه‌های یک مدرسه نگرانی داشته باشند، ابراز نگرانی فردی آنها ممکن است نتیجه‌ای نداشته باشد؛ اما اگر خانواده‌ها با یکدیگر گروه تشکیل دهند، مطالبه مشترک خود را مطرح کنند و به صورت جمعی با مدیر مدرسه گفت‌وگو و بر عملکرد مدرسه نظارت کنند، قدرت آنها بیشتر خواهد شد. وی بر این اساس تأکید کرد که خصلت اجتماعی و جماعتی در جامعه مؤمنین باید تقویت شود.

تجربه تشکیلاتی در جامعه دینی

زیبایی‌نژاد برای توضیح اهمیت کنش جمعی، به تجربه تشکیلاتی سید نورالدین حسینی در شیراز در دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ اشاره کرد. وی گفت این جریان دارای تشکیلاتی بود که اعضای آن حتی گاهی از عضویت یکدیگر اطلاع نداشتند و پس از تغییر شرایط سیاسی، ابعاد این تشکیلات آشکار شد. وی همچنین از «هیئت» و «حزب برادران» نام برد و گفت این مجموعه در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی فعالیت می‌کرد و متناسب با مسائل روز، برنامه و اقدام داشت. وی نمونه‌ای از مدیریت مسئله کمبود زغال در شیراز را مطرح کرد و توضیح داد که این جریان با تأمین زغال و ایجاد سازوکاری برای توزیع آن، تلاش کرد با مسئله قحطی و کمبود سوخت مواجه شود. زیبایی‌نژاد این تجربه را نمونه‌ای از برخورداری یک جریان اجتماعی از راهبرد، برنامه، قدرت بسیج اجتماعی، قدرت تبیین و اقناع و رسانه دانست.

پنج قدرت مورد نیاز برای کنش مؤثر

رئیس پژوهشکده زن و خانواده در ادامه، برای کنش مؤثر در عرصه عفاف و مسائل فرهنگی، مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها را ضروری دانست. به گفته وی، نخستین نیاز، هویت جمعی است؛ جامعه متدینین باید از مجموعه‌ای از افراد منفرد به یک جمع دارای هویت تبدیل شود. دومین ظرفیت، قدرت اجتماعی است؛ یعنی جمع بتواند در عرصه اجتماعی اثرگذار باشد. سومین ظرفیت، قدرت تبیین و اقناع است؛ جامعه متدین باید بتواند متناسب با زبان نسل جدید، مسائل را توضیح دهد و مخاطب را اقناع کند. چهارمین ظرفیت، قدرت ارتباط و لابی‌گری است؛ به این معنا که جامعه متدین بتواند مطالبه کند، نظارت داشته باشد و عملکرد دستگاه‌ها را دنبال کند. پنجمین ظرفیت، قدرت بازنمایی است؛ زیرا به گفته وی، اگر یک جریان اجتماعی از قدرت بازنمایی برخوردار نباشد، ممکن است دیگران تصویر و روایت دیگری از اقدامات آن ارائه دهند. وی برای توضیح این مسئله، به نمونه‌ای از طرح تفکیک فضای کاری زنان و مردان در شهرداری تهران اشاره کرد و گفت نحوه بازنمایی رسانه‌ای این اقدام از سوی جریان‌های رقیب، تصویری متفاوت از هدف آن ارائه کرد و در نهایت، مجری طرح نتوانست آن را پیش ببرد.

ضرورت شناخت واقعی قدرت و پرهیز از برآوردهای غیرواقعی

زیبایی‌نژاد تأکید کرد هر جریان اجتماعی باید قدرت واقعی خود را بشناسد و متناسب با آن وارد میدان شود. وی گفت نباید در موضع‌گیری‌ها و کنش‌ها به گونه‌ای رفتار کرد که گویی تمام ساختار حکومت در اختیار یک جریان است، در حالی که در عمل چنین قدرتی وجود ندارد. وی در همین زمینه به تجربه سال ۱۳۷۶ و حضور گسترده جوانان در خیابان‌ها پس از راهیابی ایران به جام جهانی فوتبال اشاره کرد و آن را نمونه‌ای از تجربه جدید نسل جوان از قدرت اجتماعی خود دانست. به گفته وی، این تجربه به بخشی از نسل جوان این ادراک را داد که می‌تواند فضای جامعه را تحت تأثیر قرار دهد و تغییر دهد. وی تأکید کرد که در مواجهه با نسل جوان، باید این ادراک و احساس قدرت اجتماعی نیز مورد توجه قرار گیرد و در مقابل، جامعه مؤمنین نیز باید بتواند برای خود حیثیت و هویت اجتماعی ایجاد کند.

نقش جامعه پیرامونی در گسترش یا کاهش رفتارهای ناهنجار

ضلع دیگر چندضلعی مورد بحث زیبایی‌نژاد، «جامعه پیرامونی» بود. وی توضیح داد که فردی که با پوشش یا رفتار متفاوت در جامعه حاضر می‌شود، در خلأ عمل نمی‌کند، بلکه با جامعه پیرامونی خود ارتباط برقرار می‌کند. وی نمونه‌ای از حضور یک دختر بدون حجاب در اتوبوس یا مترو را مطرح کرد و گفت نگاه‌ها و واکنش‌های دیگران می‌تواند بر رفتار بعدی او تأثیر بگذارد. اگر از محیط اجتماعی پیام تحسین و شجاعت دریافت کند، ممکن است این رفتار گسترش پیدا کند؛ اما اگر واکنش جامعه پیرامونی باعث شود پیام دیگری دریافت کند، امکان دارد روند متفاوتی شکل بگیرد.

تغییر نگرش عمومی نسبت به مسئله عفاف

زیبایی‌نژاد با اشاره به پیمایش‌های نگرش‌ها و ارزش‌های ایرانیان گفت این پیمایش‌ها در چهار موج از دهه ۱۳۷۰ به بعد انجام شده و در هر موج، دست‌کم حدود ۱۵ هزار نفر از شهرها و شهرستان‌های مختلف کشور مورد پرسش قرار گرفته‌اند. وی بر اساس روندی که در این پیمایش‌ها مطرح کرد، گفت حساسیت جامعه نسبت به مسئله عفاف در طول زمان کاهش پیدا کرده است. به گفته وی، در دهه ۱۳۷۰ بخش بیشتری از جامعه در پاسخ به این پرسش که در صورت مشاهده بی‌حجابی یا بدحجابی چه اقدامی خواهند کرد، از تذکر دادن سخن می‌گفتند؛ اما در دوره‌های بعد، سهم کسانی که می‌گویند «به من ربطی ندارد» یا «ناراحت می‌شوم ولی کاری نمی‌کنم» افزایش یافته است. وی همچنین گفت سهم کسانی که اعلام می‌کنند موضوع را به نهادهای مربوط اطلاع می‌دهند و به‌ویژه کسانی که شخصاً وارد گفت‌وگو می‌شوند، کمتر شده است. بر این اساس، وی نتیجه گرفت که جامعه بزرگ نیز تحت تأثیر تحولات فردگرایانه قرار گرفته و بخشی از مردم به این سمت حرکت کرده‌اند که تکثر موجود را به عنوان بخشی از واقعیت اجتماعی بپذیرند و در امور دیگران دخالت نکنند.

اهمیت آستانه تحمل افکار عمومی

وی در ادامه تأکید کرد که در برنامه‌ریزی و کنش اجتماعی، باید میزان همراهی افکار عمومی و «آستانه تحمل عمومی» را در نظر گرفت. به گفته وی، ممکن است در شرایطی افکار عمومی از یک اقدام حمایت کند و همین همراهی به آن اقدام قدرت بدهد، اما در شرایطی دیگر، اگر افکار عمومی مقابل آن قرار گیرد، استفاده از ابزارهای سخت و حکومتی ممکن است به مقاومت اجتماعی منجر شود و برنامه را با مشکل مواجه کند. از این رو، وی تأکید کرد که کنشگران باید پیش از ورود به میدان، قدرت اجتماعی و میزان همراهی جامعه را به درستی ارزیابی کنند.

ضرورت داشتن «نظریه کنش»

زیبایی‌نژاد در بخش پایانی سخنان خود، بر ضرورت برخورداری از یک «نظریه کنش» در برنامه‌ریزی‌های بلندمدت تأکید کرد. وی این پرسش را مطرح کرد که آیا انسان‌ها رفتارهای خود را بر اساس تحلیل‌های شناختی و نظام معرفتی خود انتخاب می‌کنند یا عوامل دیگری در شکل‌گیری رفتار آنها نقش دارد. بر اساس یک دیدگاه، انسان ابتدا شناخت و تحلیل پیدا می‌کند، سپس بر اساس آن تحلیل، به یک رفتار علاقه‌مند می‌شود و در نهایت آن رفتار را انجام می‌دهد. در این صورت، اگر رفتار فرد نادرست باشد، باید شناخت و تحلیل او اصلاح شود. وی توضیح داد که بر اساس این نگاه، اقداماتی مانند افزودن مطالب آموزشی درباره عفاف و حجاب، خانواده و تحولات جمعیتی و دانش خانواده در نظام آموزشی، می‌تواند بخشی از راهکار اصلاح شناخت باشد.

نقش عادت‌واره‌ها و میدان اجتماعی در رفتار انسان

زیبایی‌نژاد در مقابل این دیدگاه، به نظریه میدان‌های اجتماعی و مفهوم «عادت‌واره» اشاره کرد و گفت بر اساس این دیدگاه، بسیاری از رفتارهای انسان حاصل تحلیل تفصیلی و آگاهانه نیستند، بلکه تحت تأثیر عادت‌واره‌هایی شکل می‌گیرند که در میدان فرهنگی و اجتماعی ایجاد شده‌اند. به گفته وی، انسان در میدان اجتماعی قرار می‌گیرد و به صورت مستمر از آن تأثیر می‌پذیرد و بر آن تأثیر می‌گذارد. در این میدان، برخی امور ارزش تلقی می‌شوند و فرد به سمت آنها گرایش پیدا می‌کند و برخی امور ضد ارزش تلقی می‌شوند و فرد از آنها فاصله می‌گیرد. وی خاطرنشان کرد که بسیاری از مسائلی که امروز برای جامعه به عنوان پیش‌فرض پذیرفته شده‌اند، در گذشته محل مناقشه بوده‌اند و برای توضیح این موضوع، به اختلاف دیدگاه شیخ فضل‌الله نوری و مرحوم نائینی درباره مفهوم قانون اشاره کرد. وی نتیجه گرفت که اگر رفتار مردم صرفاً بر اساس شناخت و تحلیل فردی شکل نگیرد و میدان اجتماعی و عادت‌واره‌ها نیز در آن نقش داشته باشند، صرف «جهاد تبیین» برای تغییر رفتار کافی نیست و باید میدان‌های اجتماعی نیز مورد توجه قرار گیرند.

تغییر میدان اجتماعی به جای تمرکز صرف بر استدلال

رئیس پژوهشکده زن و خانواده گفت اگر کودک یا نوجوان در یک میدان اجتماعی ناسالم قرار دارد، تنها نشستن و استدلال کردن برای او کافی نیست؛ بلکه باید تلاش کرد او از میدان ناسالم به یک میدان سالم منتقل شود. وی نمونه هیئت را مطرح کرد و گفت اگر فرزند در یک اجتماع دینی و هویت‌بخش حضور داشته باشد، می‌تواند از آموزه‌ها و فضای آن اجتماع تأثیر بگیرد و هویت متدینانه‌تری پیدا کند. وی بر همین اساس تأکید کرد که ایجاد میدان‌های جدید اجتماعی و تقویت اجتماعات مؤمنانه باید در کنار فعالیت‌های تبیینی مورد توجه قرار گیرد.

مسئله عفاف در مقیاس فردی و اجتماعی

زیبایی‌نژاد در پایان گفت در مقیاس فردی، ممکن است گفت‌وگو و تذکر بتواند درباره فردی که آمادگی پذیرش دارد مؤثر باشد، اما مسئله در مقیاس کلان متفاوت است. وی توضیح داد که در مقیاس «اشاعه» و «اقامه»، ساختارها و میدان‌های اجتماعی می‌توانند به گونه‌ای عمل کنند که برخی رفتارها و ارزش‌ها را تقویت کنند. به گفته وی، در میدان تجدد ممکن است تن‌نمایی، تبرج، مصرف‌گرایی و برخی اشکال آزادی جنسی به عنوان ارزش مطرح شوند و در چنین شرایطی، اگر میدان فرهنگی و اجتماعی به سمت دیگری حرکت کند، صرف گفت‌وگو با یک جوان برای تغییر رفتار او کافی نخواهد بود. وی در پایان تأکید کرد که برای مواجهه با این شرایط، باید درباره نظریه کنش، منشأ شکل‌گیری الگوهای رفتاری و عواملی که بیشترین تأثیر را بر رفتار انسان دارند، نظریه و تحلیل داشت.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha