مدیر حوزه علمیه خواهران مازندران ضمن عرض تسلیت شهادت قائد امت حضرت امام خامنه ای(ره) به محضر امام زمان(عج) و همه شیعیان و جبهه مستضعفان عالم، گفت: به یقین شهادت امام و قائد شهیدمان را باید در قالب سنن الهی که بارها در میانه آیات الهی در قرآن از سوی خالق هستی بدان اشاره و پرداخته شده است، تفسیر و تحلیل کرد.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران/ مازندران، حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد قائمی، مدیر حوزه علمیه خواهران مازندران در گفتوگویی با اشاره به تأثیر شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنهای بر هویت دینی و ملی ما، گفت: به یقین شهادت امام و قائد شهیدمان را باید در قالب سنن الهی که بارها در میانه آیات الهی در قرآن از سوی خالق هستی بدان اشاره و پرداخته شده است، تفسیر و تحلیل کرد. در یک نگاه کلی در جواب از سؤال شما باید گفت: میزان نقش آفرینی این شهادت یک رهبر، وابسته به میزان نقش آن شخصیت در پازل هویتی افراد تعریف و تحلیل می شود؛ لذا هر چقدر آن شخصیت در شکل گیری و اثربخشی نسبت به یک پدیده و رفتار سیاسی نقش بیشتر داشته باشد و این نقش آفرینی جنبه عاطفی و کاریزماتیک داشته باشد و بتواند از زمان حدوث خود به دیگر نسل ها توسعه و تسری پیدا کرده باشد و دچار آسیب متاثر از شکاف طبقاتی میان نسل واقع نشود ، تاثیرگذاری در تقویت هویت جمعی بیشتری خواهد داشت.
وی افزود: به عنوان مثال گاهی یک شخصیت در قالب تکمیل کننده پازل هویت جمعی در حد یک گروه و نحله خاص سیاسی یا مبارزاتی خاص است و صرفاً در حد یک طبقه و یا سرزمین و حتی صرفاً در حد یک نظریه پرداز از یک جریان ظهور پیدا میکند اما گاهی برخی شخصیتها فراتر از محدودیت سرزمینی و حتی زمانی هستند، به یقین اینان از حیث اثرگذاری در یک سطح نخواهند بود. بر اساس سه مؤلفه مورد اشاره «نقش آفرینی در تأسیس، جنبه عاطفی و کاریزماتیک پیدا کردن ، عدم گرفتار شدن در مساله شکاف میان نسلی در تحولات سیاسی – اجتماعی » باید گفت: از آنجایی که شهید قائد ما به جهت نقش آفرینی در شکل گیری و هدایت جبهه مستضفعان و آزادی خواهان جهان از بدو تأسیس نهضت رهبر کبیر انقلاب بعنوان یک شاگرد و مبارز انقلابی و تولید شخصیت کاریزماتیک از ایشان در طول زمان در میان همه نسل ها و فراتر از سرزمینهای جغرافیای سیاسی، نقش تعیین کننده ای را داشته و خواهد داشت چرا که این مسیر از ایشان بهعنوان یک نماد از تجمیع دو مؤلفه مهم هویت یعنی سیاست و معنویت ساخته است و همین موجب شد تا ایشان در عصر پست مدرن باز تولید کننده نمادهای هویتی از اسطورههای ایرانی تا حتی در دیگر جوامع سیاسی – اجتماعی نه تنها در سطح افکار عمومی حتی در سطح نخبگان سیاسی در نظام بین الملل شده که می توان موید این ادعا را از مصاحبه شخصیتهایی همچون کوفی عنان تا پوتین و الکساندر دوکین و خیلی دیگر از رهبران و متفکان غربی و آمریکایی که انتشار یافته است، دید و سطح نقش ایشان از حیث نماد بودن در افکار عمومی بینالمللی را میتواند با حضور تمثال مبارک ایشان در راهپیماییهای آزادی خواهان عالم از مسلمانان و شیعیان آسیای شرقی تا الجزایر و جریان ۹۹ درصدی آمریکا در همین اواخر و همکنشهای اجتماعی جامعه آزادیخواه جهانی در فضای مجازی و غیرمجازی در واکنش به خبر شهادت ایشان است.
مدیر حوزههای علمیه خواهران استان مازندران بیان کرد: بر همین اساس و بهجهت نقش کاریزماتیک در کنار تجلی اسطورهای ایشان از هویت ملی بهعنوان تنها متفکر عصر حاضر که در کنار هویت دینی به شدت خود را میراثدار و حافظ ادبیات و تاریخ کهن ایران بزرگ میدانست و به شهادت همه ایران دوستان بزرگترین حامی تمدن ایران در میان همه مدعیان بوده، نقش مهمی را در شکلدهی هویت نوین اسلامی – ایران و سوق آن به سمت روزنه های نوین تمدنی داشته است و از آنجایی که هر کسی نسبت به نماد خود حساسیت و کنشگری دارد، به یقین نقش نماد های در مهندسی فرهنگی از خود شخص بیشتر خواهد بود چنانچه در تاریخ همواره نهضت امام حسین (ع) و مکتب امام روحالله، حاج قاسم و سید حسن نصرالله دارای بردی بیشتر از خودشان بوده است، زیرا همیشه در زمان زیست اینان یکسری محدودیت های زمانی و مکانی وجود دارد که با تبدیل شدن به نماد و اسطوره سازی دیگر این محدودیتها کار ساز نیست. زیرا هیچ محدودیتی زمانی و مکانی در برابر مؤلفههای فرهنگی بهخصوص در عصر ارتباطات شکل نمیگیرد.
مسئولیت روحانیت در تبیین آرمانهای رهبری
حجتالاسلام والمسلمین قائمی درباره مسئولیت طلاب و روحانیون، به عنوان ادامهدهندگان راه انبیاء و مبلغان دین، در قبال تبیین و پاسداری از آرمانهای بلند رهبری و حفظ دستاوردهای انقلاب و دفاع از ارزشهای دینی گفت: یکی از مهمترین اقدامات در طراحی و طی طریق، فهم موقعیت و طراحی راهبردها بر اساس آن است. در تبیین این ادعا باید به دو مقطع تاریخی اشاره داشته باشم که می تواند شبیه موقعیت زمانی ما باشد. موقعیت حضرت صدیقه طاهره (س) پس از رحلت حضرت رسول اکرم(ص) و موقعیت حضرت زینب کبری (س) بعد از شهادت اباعبدالله الحسین (ع) و لذا نوع بیان و خطبه این دو بزرگوار با هم متفاوت است، الان به نظر من موقعیت ما زینبی است یعنی در فقدان امام نه حضور امام مظلوم است چون وجه مشترک هر دو موقعیت (نبود فیزیکی رهبر و نقش جنگ شناختی در زمینهسازی شهادت امام) است و لذا الان طلاب و روحانیت باید همچون زینب کاروان سالاری کنیم.
وی افزود: کاروان سالاری زینب در عین عدم القای ضعف متأثر از شدیدترین حوادث (شهادت همه مردان با لب تشنه و اسارت زنان به فجیعترین رفتارهای محیط جنگی از حیث شقاوت) و پیام ما رایت الا جمیلا متاثر از رویت شکوفههای تمدنی نهضت امام حسین (ع) مبتنی بر چند شاخصه بوده «حفظ و تقویت معنویت گرایی، توکل و امید به نصرت و وعدههای الهی، تبیین هویت نیروهای خودی و نیروهای مهاجم که به تعبیر امام شهیدمان خطاب آفندی گرفتن در مواجهه اجتماعی و خروج از رفتار و کنشهای پدافنی» بوده است و لذا طلاب و روحانیون در عین مبارزه با تضعیف روحیه مقاومت مردمی که از خواستههای دشمن است که معنویت گرایی و تولید هویت جمعی از طریق همین تجمعات شبانه شکل میگیرد؛ باید بستر متناسب با جنگ شناختی را فراهم کنند.
حجت الاسلام والمسلمین قائمی اضافه کرد: امروز شاید و باید گفت به یقین میدان فرهنگی و جنگ نرم خیلی حساستر و تأثیرگذارتر از میدان نظامی است و یکی از علل تأکید مدیران و فرماندهان نظامی بر حضور میدانی مردم در کنار جنبه امنیتی، همین مساله مبارزه با جنگ نرم است تا خدایی ناکرده دباره واقعه کوفه تکرار نشود که مردم کوفه که اهل بیت (ع) را از سالیان متمادی میشناختند و با آنها زیسته بودند، بهعنوان خوارج از آنان استقبال نکند. امروز «چگونگی شهادت حضرت آقا از حیث زمان و مکان در خارج پناهگاه و در کنار خانواده و زمان مذاکرات، مسأله مدرسه میناب و بیمارستان گاندی تهران، حضور این همه پایگاه آمریکایی در اطراف ما که روزی ادعای آن برای خیلیها قابل باور نبوده، تصریح علنی سران صهیون از اسرائیل بزرگ که فقط قبل از این از سوی موشهدایان در زمان تاسیس رژیم منحوس مطرح میشد و برای عدم حساسیت نگرشان فاشیستی آن را پنهان میکردند، اعلام علنی نفرت از ایرانیان بهجهت شکستهای تاریخ از عصر کهن تا عصر معاصر، هویت صهیونی و شیطانی سران جبهه غرب با افشای بخشی از اسناد جزیره جفری اپستین، ناکارآمدی نهادهای حقوقی و حقوق بین الملل در حفظ امنیت و استقلال جوامع و در خدمت منافع غرب بودن و هزاران سند از بدخواهی غرب که عدم شفافیت آنان در جنگ قرائتها توانسته تلفاتی از جوانان ما بهخصوص بعد از اتقاقات دیماه بگیرد» مؤلفههای خوبی برای روشن سازی جریان روشنگری خواهد بود.
مدیر حوزههای علمیه خواهران استان مازندران با اشاره به امنیت کشور و تمامیت ارضی آن، و حمایت از نیروهای نظامی و انتظامی گفت: گفت میجنگد و آیا این ایثار او دیده میشود یا خیر؟ نیروهای سوری در تحولات اخیر وقتی پشتوانه مردمی خود را از دست دادند، علی رغم اینکه میدانستند برای چی، یعنی وطن و حفظ استقلال از سلطه اجانب بر خاک و نوامیس خود میجنگند ولی وقتی دیدند حامی داخلی ندارند علی رغم بهرهمندی از توانمندی نظامی و اطلاع از اینکه چه سرنوشتی در انتظار آنان است ولی خود را تسلیم کردند.
وی افزود: هر چند که مقایسه نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی ما در همه قالبهای وجودی از ارتش و سپاه و بسیج و نیروی انتظامی و اطلاعات بجهت ابتنای بر ایثار و معنویت قابل مقایسه با هیچ یک از نیروهای نظامی دنیا بهجهت بعد مکتبی بودن به تعبیر امام شهیدمان نیستند ولی نقش حمایت مردم و دیده شده اقداماتشان و صبوری در پشت جبهه یک اصل خدشه ناپذیر است، لذا حضور میدانی مردم بهعنوان تولید کنندگان ثروت اجتماعی و تکریم از خانواده مجاهدان در میدان نبرد و تکریم از قهرمان برگشته از جبهه در کالبد شهدا، نقش مهمی در تقویت روحیه نیروهای عمل کننده در میدان دارد، لذا همه اقشار بهخصوص طلاب و روحانیون باید در کنار جهاد روشنگری حتماً نسبت به تأمین نیازهای مادی و روحی خانوادههای نیروی عمل کننده در میدان نبرد باشند، سرباز میدان در کنار ایمان و توکل الهی، نباید به هیچ وجه نسبت به تأمین مایحتاج خانواده از مادی تا حس تنها نبودن و قوت قلب در این لحظات سخت دغدغهای داشته باشد.
حجت الاسلام والمسلمین قائمی به راهکارهای علمی روحانیت برای حفظ انسجام ملی در زمان بعد از رهبری اشاره کرد و گفت: وحدت و انسجام مهمترین دغدغه و مؤلفه حیاتی در گفتمان انقلاب امامین انقلاب بوده است و این مهم را در قالب حذف و کنار گذاشتن همه امور غیرضروری در مسیر تمدنی و کسب موفقیتها است، امروز «ایمان به مسیری که امامین انقلاب بهخصوص امام شهید در مسیر قله تمدنی برای ما ترسیم کردهاند، اعتماد به ساختارهای نظام و نیروهای عمل کننده، پرهیز و دوری از بازی در زمین دشمن از طریق تکمیل پازل افکار سنجی و افکارسازی از طریق ارائه و انتشار هر خبر و تحلیل و بهخصوص تحلیلهای تفرقه افکنانه و یا نهادهای تصمیم سازی را در یک جو انفعالی قرار دادن (بهخصوص در مسأله انتخاب رهبری باید دقت کرد که ماجرای انتخاب دبیرکلی حزب الله در ایران تکرار نشود) از مهمترین مؤلفهها و وظایف ما در این حوزه است.
انتهای پیام/
نظر شما