دعوا نداریم، ولی حرف همدیگر را نمیفهمیم! مشکل از کجاست؟ همین حالا گوشی و هر کاری داری را زمین بگذار! ذهن و دلت را از همه دغدغههای روزمره خالی کن و به چشمهایش نگاه کن! وقتی با همه وجود به حرفهایش گوش میدهی یعنی: «عشق»!
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، زوجهای زیادی را میبینیم که کنار هم نشستهاند، اما فاصله میانشان از کهکشانی دورتر است! آنها حرف میزنند، اما ردوبدلکردن کلمات بینشان مثل عبور دو قطار از کنار هم است؛صدا هست اما ارتباطی برقرار نمیشود!
در مطبهای مشاوره، زوجهای زیادی از یک درد مشترک میگویند: «حرفم را نمیفهمد!»
جملهای که گواه این معمای پیچیده است؛ گوشهایی که بازند، اما نمیخواهند بشنوند.
مهارت گمشده؛ گوش دادن برای فهمیدن، نه برای پاسخ
متأسفانه در اغلب اوقات، در مکالمات روزمره، وقتی کسی با ما حرف میزند، در ذهن خود مشغول ساختن جواب بعدی هستیم. هنوز طرف مقابل جملهاش را تمام نکرده است که ما داریم فکر میکنیم چه بگوییم. تفاوت مهمی بین «شنیدن» و «گوشدادن فعال» وجود دارد. گوشدادن فعال یعنی در آن لحظه، دنیای طرف مقابل را مهمتر از دنیای خودمان بدانیم. یعنی بهجای اینکه دنبال فرصتی برای حرفزدن باشیم، خودمان را بهجای او بگذاریم و سعی کنیم بفهمیم چه حسی دارد و با همه وجود شنونده حرفهایش باشیم.
آسیبشناسی یک مکالمه روزمره
فرض کنید شوهری بعد از یک روز کاری خسته به خانه میآید و میگوید: «امروز سر کار خیلی اذیت شدم!»
خانم هم بدون فکرکردن جواب میدهد: «من که تمام روز را با بچه کلنجار رفتم!» اینجا هیچ دعوایی نشده، اما یک شکاف عمیق بینشان افتاده است. جوابدادن خانم یعنی شنیده و درکنشدن حرف آقا.
خیلی از ناراحتیهای روزمره ما از همینجا شروع میشود؛ از اینکه هرکس میخواهد حرف خودش را بزند، مثلاً ثابت کند زحمت بیشتری کشیده است، درحالیکه درخواست هر دو نفر فقط یک چیز است: دیدهشدن و همدلی.
گوش دادن فعال؛ پلی به سوی عشق و محبت
عشق و محبت یعنی دیده و درکشدن. وقتی کسی با تمام وجود به حرفهای ما گوش میدهد، احساس میکنیم برایش مهم هستیم. این حس مهم بودن، همان چیزی است که محبت را در دل ما زنده نگه میدارد.
خیلی از زوجها بعد از چند سال زندگی مشترک شکایت میکنند که «عشق سرد شده» یا «دیگر آن حال و هوای قدیم نیست». اما حقیقت این است که عشق یکبار اتفاق نمیافتد و تمام شود؛ عشق هر روز و در همین در لحظههای کوچک ساخته میشود. یکی از مهمترین لحظههای عشق ساز، همان دقیقهای است که همسرتان با شما حرف میزند و شما گوش میدهید؛ نه با بیحوصلگی، نه با نگاه به گوشی، بلکه با تمام وجود.
وقتی شما گوشدادن فعال را تمرین میکنید، یک پیام بزرگ به همسرتان میفرستید: «تو برای من باارزشی!»؛ «آنچه میگویی برایم اهمیت دارد!»؛ «من کنار تو هستم!». این پیامها از هزاران «دوستت دارم» که خداینکرده از سر عادت و تکراری باشد، قویتر و ماندگارترند.
با این مهارت عشق ریشه میدواند
از سوی دیگر، گوشدادن فعال، باعث میشود زوجها بیشتر از هم خبر داشته باشند. وقتی شما میدانید الان در ذهن و دل همسرتان چه میگذرد، از چه میترسد، چه آرزویی دارد و چه چیزی او را خوشحال میکند، میتوانید بهموقع کنارش باشید. میتوانید همان چیزی را به او بدهید که واقعاً به آن نیاز دارد، نه چیزی که شما فکر میکنید نیاز و خواسته اوست. این هماهنگی و همراهی، همان چیزی است که بهمرورزمان، عشق را از یک احساس زودگذر به یک پیوند عمیق و ریشهدار تبدیل میکند.
شنیده شدن سازنده اعتماد و امنیت است
پژوهشهای رفتاری نشان داده است زوجهایی که شنوندههای خوبی برای یکدیگر هستند، نهتنها دعوای کمتری دارند، بلکه صمیمیت عاطفیشان بهمرور زمان بیشتر هم میشود. چون در فضایی که هرکس احساس امنیت میکند حرفهایش را بزند، ترس از قضاوت از بین میرود و جای خود را به اعتماد و نزدیکی میدهد.
پس شاید بتوان گفت یکی از مهربانانهترین کارهایی که میتوانید در حق همسرتان انجام دهید، این است که در لحظهای که با شما حرف میزند، گوشی را کنار بگذارید، از هر کاری که مشغول آن هستید دست بکشید، به چشمهایش نگاه کنید و واقعاً بشنوید. این کوچکترین کاری است که بزرگترین هدیه یعنی شنیده و در نتیجه دیدهشدن را به او میدهد.
انتهای پیام/
نظر شما