معاون پژوهش مؤسسه آموزش عالی حوزوی حضرت عبدالعظیم(ع) در یادداشتی با تبیین ابعاد جامعهشناختی و هویتی جنایات گروهک تروریستی «جیشالظلم»، هدف قرار دادن زنان خدمتگزار و مجاهد سیستان و بلوچستان را نشانه استیصال راهبردی تروریستها در برابر سرمایه اجتماعی زنانه دانست و تأکید کرد: حذف فیزیکی کنشگران زن، تلاشی مذبوحانه برای گسست پیوندهای بینامذهبی و خاموشکردن زبان آشتی و عقلانیت در این خطه است.
بهگزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران/تهران، متن یادداشت خانم خدیجه حامدی معاون پژوهش مؤسسه آموزش عالی حوزوی حضرت عبدالعظیم علیه السلام با عنوان «ترور زن و بحران بازتولید اجتماعی؛ چرا گروهک تروریستی «جیشالظلم» زنان غیور و خدمتگزار سیستان و بلوچستان را هدف قرار میدهد؟» بهشرح زیر است:
وقتی ماشین خشونت، نفرت و افراطگرایی کور در جغرافیای مرزی سیستان و بلوچستان به بنبست راهبردی میرسد، دست به تغییر میدان و جابهجایی هدف میزند. اقدامات جنایتکارانه و تروریستی گروهک تروریستی جیشالظلم در به شهادت رساندن زنان غیور، مجاهد و خدمتگزار این خطه، بیش از آنکه نمایش قدرت نظامی یا سیاسی باشد، نمادی عریان از استیصال راهبردی و فروپاشی کامل مرزهای اخلاقی در تفکر تاریک این جانیان است. این ترورهای هدفمند نشان میدهد که کانون هراس دشمنانِ وحدت و امنیت، نه صرفاً ساختارهای سخت، بلکه سرمایه اجتماعی رو به زایشی است که پیوندهای اخلاقی، گفتوگوهای درونتمدنی، صلح و سازش طوایف و بقای هویتی یک جامعه را بر دوش زنان زنده نگه داشته است.
در سنتهای مطالعات اجتماعی، زن صرفاً یک سوژه منفعل در سایه بحرانها نیست، بلکه عمود خیمه «بازتولید اجتماعی» و مظهر عاطفه پیوندبخشِ مدنی است. ترور زنان خدمتگزار، فرماندهان حوزههای خواهران و کنشگران اجتماعی که در میدانهای فرهنگی، امنیتی و خدماتی به ایجاد صلح، میانجیگری در منازعات و کاهش آلام عمومی اشتغال دارند، هدفگیری مستقیم کانون ترمیم جامعه است. خشونت کوری که از سوی تفکراتی چون «جیشالظلم» اعمال میشود، بهخوبی میداند که تا زمانی که بافت ارتباطی و پیوند عاطفی زنان در یک بوم فعال است، گسست هویتی و کینهتوزی پایدار شکل نمیگیرد؛ زیرا زن پیش از هر مرزبندی، منادی زیست، حفظ حق حیات و پاسداری از کرامت انسانی است. بر همین اساس، عبور از خط قرمز کرامت و مصونیت زنانه، به معنای تیراندازی به آخرین امیدهای زیست مسالمتآمیز است.
بازخوانی زیستبومهای کهن و بااصالت نشان میدهد که فرهنگهای بومی همواره برای زن شأنی مصونیتبخش و میانجیگرانه قائل بودهاند. در فرهنگ غنی سیستان و بلوچستان، مفاهیمی چون فراخوانهای حماسی زنانه («گواژهزنی») و رجزخوانیهای تاریخی در هنگامههای دفاع، سندی استوار بر «عاملیت فعال زنانه» است؛ زنانی که در بزنگاههای تاریخی، نه نظارهگر سرنوشت، بلکه جهتدهنده به اراده جامعه برای دفاع از سرزمین، شرف و غیرت جمعی بودهاند. این ظرفیت کهنِ فرهنگی، امروز در قالبی مدنی و سازنده بازتعریف شده است: هدایت خشم اجتماعی به سمت مطالبه جمعی امنیت و همبستگی ملی. زنی که به میدان مشاوره، میانجیگری و تقویت پیوندهای بینامذهبی و بیناقومی پا میگذارد، ادامهدهنده همان سنت حماسی صلحسازی است و از همین رو، حذف فیزیکی او توسط مزدوران جیشالظلم، تلاشی مذبوحانه برای خاموش کردن زبانِ آشتی و عقلانیت است.
یکی از ترفندهای همیشگی گروهکهای تروریستی نظیر جیشالظلم در بسترهای متکثر قومی و مذهبی، سرمایهگذاری بر شکافهای هویتی است. آنان گمان میکنند با ریختن خون زنان و کنشگران خدمتگزار، میتوانند مارپیچ خشونت متقابل را شعلهور سازند و برادرکشی به راه بیندازند. اما تجربه تاریخی و منطق جامعهشناختی خلاف این پندار را اثبات میکند؛ خون مظلومترین و بیدفاعترین عناصر جامعه، نه تنها به تفرقه نمیانجامد، بلکه ماهیت واقعی این جنایتکارانِ تهی از تفکر را بدون نقاب پیش چشم تودهها آشکار میسازد. تعرض به کرامت زن، به نقطه تقاطع وجدانهای بیدار شیعه و سنی بدل میشود؛ چراکه پاسداشت حرمت زن، مرزی پیشاقومیتی و فراسیاسی است که پایبندی به شرافت انسانی را محک میزند و انزجار عمومی از جیشالظلم و اربابانش را تعمیق میبخشد.
مواجهه آگاهانه با پدیده ترور زنان توسط تفکر تروریستی جیشالظلم، نیازمند دوری از انفعال، پرهیز از افتادن در دام تسویهحسابهای فردی و بازگشت به منطق نهادینهسازی عدالت است. پاسخ سنجیده به حذف کنشگران صلح و خدمت، میدان دادن به ظرفیت نفوذ فرهنگی زنان در تحکیم اعتماد اجتماعی، بستن منافذ شکلگیری نفرتپراکنی و تقویت نهادهای میانجیگر محلی است. زنان سیستان و بلوچستان نه با حذف فیزیکی صحنه را ترک میکنند و نه صدای حقطلبیشان در غبار رعبآفرینی کوردلان محو میشود؛ بلکه با تکیه بر ایمان، درک عمیق از مقتضیات زیستبوم و ارادهای راسختر، پرچمدار حفظ انسجام، آرامش و صیانت از مرزهای شرافت باقی میمانند.
در جمعبندی باید گفت ترور زن، نماد عریانی از فروماندگی گروهکهایی چون جیشالظلم در برابر اراده و عقلانیت زنانه است. جامعهای که زن را در کانون هویت، تربیت، صلحسازی و دفاع از کیان خود مینشاند، با گلوله از پا نمیافتد. ایستادگی در برابر تروریسم، تنها در پاسداری فیزیکی از مرزها خلاصه نمیشود؛ خاکریز اصلی، صیانت از حرمت انسان، زندهنگهداشتن فرهنگ همدلی فرامذهبی و تقویت عاملیت زنانی است که در بطن سختیها، پیامآور آگاهی، استواری و حیاتاند. تا زمانی که این وجدان جمعی زنده است، هیچ موجی از دهشتافکنی نخواهد توانست پیوند عمیق مردم غیور سیستان و بلوچستان را با کرامت، عدالت و خانه مادری خویش سست کند.
انتهای پیام
نظر شما