وظیفه‌ حوزه و طلاب در فضای فتنه و پس از آن، احیای امید، وحدت و بازسازی بصیرت است

مدیر حوزه علمیه خواهران گلستان با تأکید بر نقش بنیادین و چندلایه حوزه‌های علمیه، طلاب و اساتید در آگاهی‌بخشی و تبیین فتنه‌ها به‌ویژه در جامعه‌ دینی و گفت: در شرایط پسافتنه جامعه با آسیب‌های ذهنی، عاطفی و اجتماعی مانند سوءظن‌ها، ناامیدی، تفرقه و گاه بی‌اعتمادی نسبت به نهادهای دینی یا انقلابی مواجه است و وظیفه‌ حوزه و طلاب در چنین فضایی، احیای امید، وحدت و بازسازی بصیرت است، چرا که حوزه‌های علمیه به لحاظ علمی و فکری مرجع‌اند و از نظر اجتماعی و اخلاقی اثرگذار هستند.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه‌ای حوزه‌های علمیه خواهران، گلستان، خانم سیده نفیسه حسینی واعظ، مدیر حوزه علمیه خواهران استان گلستان در گفت‌وگویی با اشاره به سخنان رهبری معظم انقلاب در روز مبعث، درباره نقش حوزه‌های علمیه و طلاب و اساتید برای آشنایی و شناخت بیشتر مردم با این فتنه و عوامل آن، گفت: حوزه‌های علمیه در طول تاریخ تشیع به خصوص در طول تاریخ معاصر، همواره به عنوان سدی در برابر جریان‌های فکری ضددینی قرار داشته‌اند که با توجه به منابع و امکانات خود توانسته‌اند بسیاری از چالش‌ها را پاسخ‌گو باشند و روشنگری نمایند از جمله این چالش‌ها، نفوذ جریان‌های فرهنگی و فکری استعمار بوده است، از آنجایی که نقش حوزه‌های علمیه، طلاب و اساتید در آگاهی‌بخشی و تبیین فتنه‌ها – به‌ویژه در جامعه‌ دینی – بسیار بنیادین و چندلایه است و به لحاظ علمی و فکری مرجع‌اند، همچنین از نظر اجتماعی و اخلاقی اثرگذار هستند، باید در این زمینه وارد میدان شده و در قالب گفتمان‌های دینی و تولید محتوای رسانه‌ای مؤثر حتی متون آموزشی، دشمن و عوامل فتنه را به‌درستی معرفی کرده و به آگاهی‌بخشی بپردازند.

وی گفت: به‌طور خلاصه می‌توان وظایف اساتید و طلاب را در محورهایی چون تبیین درست و علمی ریشه‌ها و ابعاد فتنه(زیرا فتنه‌ها معمولاً با ابهام‌سازی، تحریف، و استفاده از شعارهای فریبنده شکل می‌گیرند. حوزه باید با تحلیل ریشه‌های تاریخی، فکری و سیاسی فتنه‌ها، حقیقت را آشکار کند)، تقویت روحیه‌ بصیرت و ولایتمداری، تبیین جایگاه ولایت و نقش آن در خنثی‌سازی فتنه‌ها و حضور فعال و جهادی در جامعه(طلاب باید در بطن جامعه حضور داشته باشند، نه فقط در حوزه؛ یعنی شرکت در مساجد، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و فضای مجازی برای روشنگری به زبان مردم) و استفاده از ابزارهای هنری و رسانه‌ای(مستند، سخنرانی کوتاه، پادکست، مقاله، مناظره) برای بیان حقایق با زبانی قابل فهم) خلاصه کرد.

خانم حسینی واعظ درباره نقش طلاب و حوزه‌ها برای مقابله با عوامل فتنه(لیدرها و پیاده‌نظام)، شناخت بهتر آنان و روشنگری جامعه، بیان کرد: تحلیل مقام معظم رهبری مبنی بر تفکیک عوامل فتنه به دو دسته‌ «لیدرها و «پیاده‌نظام »یک چارچوب عملیاتی بسیار دقیق برای کنشگری حوزه‌های علمیه فراهم می‌کند و مسلما وظیفه‌ حوزههای علمیه وطلاب اساتید در مواجهه با هر یک از این دو دسته، متفاوت و متناسب با نوع تأثیرگذاری آن‌هاست.

نقش حوزه‌های علمیه و طلاب در مواجهه با لیدرها

مدیر حوزه علمیه خواهران استان گلستان لیدرها کسانی هستند که عمداً اقدام به فتنه‌گری می‌کنند؛ بنابراین برخورد با آن‌ها ماهیت تبیینی ـ تقابلی دارد. از وظایف حوزه‌های علمیه در این زمینه می‌توان به مواردی چون تحلیل ساختاری و شناسایی لایه‌ها، بررسی دقیق شبهات و دروغ‌های کلیدی که لیدرها تولید می‌کنند و تحلیل عقبه‌ فکری، سیاسی و اقتصادی آن‌ها برای آشکارسازی هدف نهایی‌شان(که اغلب براندازی یا ضربه به مبانی نظام است)، تقابل فکری و اندیشه‌ای، تولید محتوای منطقی، مستدل و علمی در پاسخ به ادعاهای فتنه‌انگیزان(این کار باید در قالب مناظرات علمی، مقالات تخصصی و کرسی‌های نظریه‌پردازی صورت گیرد تا مرز حق و باطل مشخص شود) و افشای روش‌ها و تکنیک‌های لیدرها(حوزه‌ها باید تکنیک‌های رسانه‌ای لیدرها مانند دروغ بزرگ، جنگ روانی، ایجاد دوقطبی‌های کاذب، تحریف تاریخ و… را برای مردم افشا کنند و نشان دهند چگونه از احساسات جامعه سوءاستفاده می‌شود.) اشاره کرد.

حوزه علمیه باید در برخورد با اغفال‌شدگان و جوانان تحریک‌شده ماهیت تربیتی - دلسوزانه داشته باشد

وی در خصوص نقش حوزه‌های علمیه در مواجهه با پیاده‌نظام (اغفال‌شدگان و جوانان تحریک‌شده)، گفت: باید به این مورد توجه داشته باشیم که پیاده‌نظام دشمن غالباً افرادی هستند که به‌دلیل نقص اطلاعاتی، هیجانات یا نارضایتی‌های مشروع اقتصادی/ اجتماعی فریب خورده‌اند؛ بنابراین برخورد با آن‌ها ماهیت تربیتی-دلسوزانه دارد. حوزه علمیه در این‌باره باید تولید محتوای «جذاب و اقناعی» به‌کارگیری زبان روز، هنر و رسانه برای انتقال مفاهیم بصیرتی بپردازد، همچنین در مواجهه با ریشه‌های نارضایتی طلاب و اساتید باید در کنار تبیین، نسبت به مشکلات و دغدغه‌های واقعی مردم (معیشت، عدالت، امید به آینده) بی‌تفاوت نباشند و این مطالبات را از مجاری قانونی پیگیری و مطالبه‌گری کنند.

خانم حسینی واعظ افزود: تأکید بر «رحمت» و «تربیت» تبیین آموزه‌های دینی با تمرکز بر صبر، اخلاق، پرهیز از تهمت و پرخاش. هدف نجات این افراد از دام فتنه‌گران است، نه طرد یا قضاوت‌ آن‌ها، حضور در فضاهای غیرحوزوی تمرکز بر تبلیغ در دانشگاه‌ها، مدارس، محیط‌های کاری و فضاهای مجازی که پیاده‌نظام در آنجا تغذیه‌ فکری می‌شوند. ایجاد حلقه‌های گفت‌وگوی صمیمانه برای شنیدن درددل‌ها و شبهات از دیگر راه‌های مقابله با پیاده‌نظام دشمن است.

وی اضافه کرد: نکته مهمی که باید مدنظر باشد آموزش به جامعه برای تفکیک میان «حق اعتراض مشروع» و «فتنه‌انگیزی و تخریب» است، اینکه فتنه‌گران چگونه از مطالبات واقعی مردم سوءاستفاده می‌کنند و نکته آخر اینکه وظیفه‌ حوزه در برابر لیدرها، «افشاگری و تقابل اندیشه‌ای» است و در برابر پیاده‌نظام، «تبیین، جذب و تربیت دلسوزانه». این دو رویکرد مکمل یکدیگرند و تضمین می‌کنند که هم ریشه‌ فتنه خشکانده شود و هم بدنه اغفال‌شده نجات یابد.

وظیفه‌ حوزه و طلاب در شرایط پسافتنه احیای امید، وحدت و بازسازی بصیرت است

مدیر حوزه علمیه خواهران استان گلستان با اشاره به شرایط پسافتنه، گفت: مرحله‌ بعد از خاموش شدن فتنه‌ها معمولاً از خودِ ایام بحران حساس‌تر است. در آن دوران، جامعه با آسیب‌های ذهنی، عاطفی و اجتماعی مانند سوءظن‌ها، ناامیدی، تفرقه و گاه بی‌اعتمادی نسبت به نهادهای دینی یا انقلابی مواجه است: وظیفه‌ حوزه و طلاب در چنین فضایی، احیای امید، وحدت و بازسازی بصیرت است که می‌توان نقش آن‌ها را در سه محور اصلی آرام‌سازی و ترمیم فضای اجتماعی(پس از فتنه، جامعه عمدتاً در حال التهاب است و نیاز به صدای آرام و صادق دارد، طلاب باید با رفتار اخلاقی و گفتار مهربان، فضای آرامش و اعتماد را بازگردانند)، تثبیت «بصیرت اجتماعی» و جلوگیری از تکرار فتنه و همدلی واقعی با مردم در مشکلات روزمره(پس از فروکش کردن فتنه، زمان آن است که از خطاهای گذشته درس گرفته شود که جامعه دوباره در دام بازتولید همان بحران نیفتد، فتنه وقتی تمام می‌شود که قلب‌ها آرام بگیرد، نه فقط خیابان‌ها) و بازسازی اعتماد میان مردم و روحانیت(در دوران فتنه، برخی جریان‌ها عمداً تلاش می‌کنند چهره‌ی روحانیت را تخریب کنند.

وی ادامه داد: پس از فتنه، حوزه باید با رفتار عملی خود اعتماد را احیاء کند، حضور میدانی طلاب در حل مشکلات مردم (خدمت‌رسانی، کار فرهنگی، همراهی در سختی‌ها). ساده‌زیستی، صداقت و پرهیز از رفتارهای اشرافی که ذهن مردم را نسبت به روحانیت بدبین می‌کند- تبیین علمی و روشن از نقش ولایت و روحانیت در حفظ امنیت فکر و ایمان جامعه. مشارکت در بازسازی فکری نسل جوان: پاسخ دادن به پرسش‌های نسل جدید بدون تعصب یا ترس از گفت‌وگو) بیان کرد.

خانم حسینی واعظ، به افزایش فشار اقتصادی در جامعه و سخنان رهبری در حمایت از دولت اشاره کرد و درباره نقش حوزه‌های علمیه در تبیین این سخن رهبری، بیان داشت: در شرایطی که مردم درگیر فشارهای اقتصادی و نارضایتی‌های معیشتی‌اند، تبیین سخن رهبری درباره‌ «حمایت از دولت» نیازمند فهمی عمیق، واقع‌بینانه و مردم‌محور است حوزه باید برای مردم توضیح دهد که حمایت موردنظر رهبری، به‌معنای چشم‌بستن بر خطاها نیست، بلکه تأکید بر «حفظ مسیر کلان کشور» است. اگر مردم و نخبگان در زمان فشار، دولت را تنها بگذارند، مشکلات دوچندان می‌شود و زمینه برای سوءاستفاده‌ی دشمن و فتنه‌ جدید فراهم می‌گردد، نقد دلسوزانه و مطالبه‌گری از دولت «بخشی از حمایت واقعی» است، به شرط آنکه با زبان منطقی و حفظ انسجام اجتماعی بیان شود. همچنین حفظ امید عمومی، یکی از سرمایه‌های کلیدی پیشرفت است؛ چرا که نومیدی بزرگ‌ترین خدمت به دشمن است.

وی افزود: حضور در میان مردم، شنیدن مشکلات و انتقال منصفانه‌ی آن‌ها به مسئولین نیز از دیگر راه‌های همراهی با مردم است که می‌توان با استفاده از منابر و گفت‌وگوهای اجتماعی برای تأکید بر اینکه «رنج مردم دیده می‌شود»، نشان دادن این‌که حمایت از دولت، یعنی کمک به قدرت یافتن دولت برای رفع همین مشکلات معیشتی، تبیین صبر به‌مثابه‌ فضیلتِ فعال: صبر یعنی «تحمل همراه با تلاش اجتماعی»، نه تسلیم و انفعال. تبیین اجتماعی و رسانه‌ای؛ امیدآفرینی با شواهد واقعی، تشکیل گروه‌های تبیینی و رسانه‌ای حوزوی برای پاسخ به شبهات اقتصادی و اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی، روایتگری از پیشرفت‌ها و گام‌های اصلاحی دولت (در تولید، فناوری، دیپلماسی و عدالت‌محوری) با زبان مردمی و مستند، تفکیک میان ناکارآمدی‌های جزئی و مسیر کلی حرکت کشور: تأکید بر اینکه هر اصلاح و تغییر بنیادی زمان‌بر و نیازمند همراهی است، بازخوانی تجربیات تاریخی(در هر برهه‌ای که مردم با دولت‌ها همکاری کرده‌اند (مثلاً دوران جنگ یا بازسازی)، پیشرفت حاصل شده است؛ پس هم‌پای نقد، باید همکاری کرد، طلاب نیز باید خود الگوی «حمایت انتقادی و مؤمنانه» باشند؛ یعنی ضمن دفاع از نظام، نسبت به عملکردها بی‌تفاوت نباشند. این رویکرد، صداقت حوزه را در چشم مردم تقویت می‌کند) و حمایت از دولت یعنی(پشتیبانی از حرکت در مسیر انقلاب، همراه با نقد منصفانه و مشارکت فعال برای اصلاح) انجام شود.

در زمان فتنه هر انسان آگاه و دلسوز به کشور می‌تواند «در سنگر تبیین» و «پاسدار حقیقت» باشد

مدیر حوزه علمیه خواهران استان گلستان درباره نقش افراد جامعه به‌ صورت فردی و گروهی در امر روشنگری، جهاد تبیین و گام نهادن در مسیر تمدن نوین اسلامی در زمان فتنه، گفت: در چنین زمانه‌ای، هر انسان آگاه و دلسوز به کشور می‌تواند «در سنگر تبیین» و «پاسدار حقیقت» باشد. نقش جامعه را می‌توان در دو سطح بررسی کرد: فردی و گروهی. در نقش فردی با جهاد تبیین در ساحت اندیشه، اخلاق و حضور(هر انسانِ مؤمن، حتی اگر طلبه یا فعال سیاسی نباشد، وظیفه دارد با زبان، قلم و رفتار خود چراغ حقیقت را خاموش نکند) در مواردی چون الف) بصیرت‌افزایی شخصی. شناخت دقیق صحنه و پرهیز از قضاوت احساسی یا رسانه‌محور. مطالعه‌ منظم بیانات رهبری، تحلیل‌های فکری و مراجعه به منابع معتبر، نه فضای شایعات. پالایش ذهن از تعصّب و تقلید کور تا بتواند در جمع خود روشنگر باشد، ب) روشنگری در محیط پیرامون. انتقال آگاهانه‌ اطلاعات درست به خانواده، همکاران و گروه‌های اجتماعی کوچک. مقابله محترمانه اما قاطع با شبهات و شایعات (چه در فضای واقعی، چه مجازی). انتشار امید و عقلانیت در گفتگوها؛ زیرا فتنه از ناآگاهی و ناامیدی تغذیه می‌کند، ج) الگوی رفتاری تمدنی. حفظ اخلاق در اختلاف‌ها(نشان دادن این‌که دینداری یعنی ادب، منطق، و محبت. قدم عملی در کمک اجتماعی، امانت‌داری، انصاف در قضاوت - زیرا تمدن اسلامی از فردی عادِل و امیدوار آغاز می‌شود. پرهیز از بی‌تفاوتی؛ هر کس در حد خود می‌تواند «افسر جنگ نرم» باشد.در فتنه، دشمن ممکن است رسانه را بگیرد، اما وجدانِ هر انسانِ آگاه، رسانه‌ای زنده است) می‌توان گام برداشت.

وی افزود: در نقش گروهی نیز با هم‌افزایی برای بصیرت و تمدن‌سازی امکان‌پذیر است، تمدن نوین اسلامی نه با نهادهای رسمی، بلکه با شبکه‌ مردمیِ مؤمن و آگاه شکل می‌گیرد. این‌جا مردم باید از «انفعالی بودن» به «کنشگر جمعی» تبدیل شوند. برای این مهم می‌توان از مسیرهایی چون الف) تشکیل و تقویت هسته‌های تبیین(تشکیل گروه‌های مردمی در محله‌ها، مدارس و دانشگاه‌ها که مسئولیت احیای آگاهی و پاسخ به شبهات را بر عهده دارند، استفاده از هنر، رسانه، تولید محتواهای کوتاه تصویری، پادکست و روایت‌گری تأثیرگذار) ب) جهاد روایت و امیدبخشی- مستندسازی خدمات مردمی، پیشرفت‌ها و خیر عمومی در رسانه‌ها برای مقابله با تصویر سیاه‌نمایی دشمن(تولید روایت درست از واقعیت: نه انکار مشکلات، نه غلو در ناکامی، نشان دادن قدرت ملت و ایمان به آینده) و ج)پیوند جهاد تبیین با جهاد خدمت/کار فرهنگی بدون خدمت واقعی ماندگار نمی‌ماند(گروه‌های جهادی، فرهنگی و خیریه باید مکمل هم باشند؛ حرفِ حق وقتی مؤثر است که همراه با کمک ملموس به مردمِ در فشار اقتصادی و اجتماعی باشد، «خدمت با معرفت» یعنی تبیین تمدن نه‌ فقط با سخن، بلکه با عمل) به هدف رسید.

خانم حسینی واعظ اضافه کرد: فرد مؤمن باید دیده‌بان ایمان و حقیقت در درون خود و اطرافیانش باشد، گروه‌های مردمی باید پیشران جریان تبیین، همدلی و امید در سطح جامعه شوند و همه در کنار حوزه و نخبگان، وظیفه دارند در مسیر تمدن نوین اسلامی، یعنی پیوند «معرفت، اخلاق و کارآمدی»، سهم خویش را ایفا کنند.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha