منتخب یازدهمین دوره مسابقات گروهی «رشد» با تأکید بر ضرورت مسئلهمحور شدن پژوهشهای حوزه، گفت: پژوهشهای مرتبط با زن و خانواده باید از رویکردهای سنتی و صرفاً توصیفی فاصله بگیرند و با تمرکز بر مسائل روز جامعه، به ارائه تحلیل و راهکارهای کاربردی بپردازند.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، خانم سکینه گنجخانلو، فارغالتحصیل سطح سه مدرسه علمیه تخصصی زینبیه کرج و دبیر گروه «علی بنالحسین(ع)»، با ارائه اثری تحت عنوان «رسانههای دیجیتال و تحولات سبکهای تربیت دینی در خانوادههای معاصر» و با راهنمایی استاد مریم علیزاده، به عنوان یکی از برگزیدگان یازدهمین دوره مسابقات گروهی «رشد» معرفی شد.
وی در گفتگویی در پاسخ به این پرسش که «معاونت پژوهش مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران برای حرکت به سمت مرجعیت علمی در عرصه زن و خانواده، چه راهبردهای مسئلهمحوری را باید در اولویت قرار دهد؟»، گفت: به نظر من اگر قرار است حوزه علمیه خواهران در عرصه زن و خانواده به مرجعیت علمی نزدیک شود، باید از رویکردهای صرفاً سنتی و توصیفی فاصله بگیرد و به سمت پژوهشهایی برود که واقعاً ناظر به مسائل روز باشند. مرجعیت علمی فقط با زیاد شدن تعداد آثار پژوهشی به دست نمیآید؛ بیشتر از آن، به کیفیت مسئلهشناسی و توان پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه بستگی دارد.
منتخب یازدهمین دوره مسابقات گروهی «رشد» خاطرنشان کرد: در این مسیر، یکی از اولویتها شبکهسازی مسئلهمحور است. تجربه نشان داده مسائل زن و خانواده معمولاً چندبُعدیاند و با کارهای فردی پراکنده به نتیجه مطلوب نمیرسند. اگر مسابقه رشد بتواند بستر شکلگیری گروههای فکری و اندیشکدههای جمعی را فراهم کند، بهتدریج از تکگوییهای علمی فاصله میگیریم و به گفتوگوی علمی نزدیکتر میشویم.
خانم گنجخانلو ادامه داد: نکته دوم، تقاضامحور شدن پژوهش است. یعنی موضوعات صرفاً بر اساس علاقه فردی انتخاب نشوند، بلکه از دل نیازهای واقعی جامعه، مسائل خانواده و چالشهای فرهنگی و اجتماعی بیرون بیایند. به نظرم معاونت پژوهش باید در شناسایی این مسائل نقش فعالتری داشته باشد و حتی نوعی بانک مسائل طراحی کند تا مسیر پژوهشها روشنتر شود.
فارغالتحصیل سطح سه مدرسه علمیه تخصصی زینبیه کرج تصریح کرد: در کنار اینها، نظریهپردازی مبتنی بر فقه معاصر هم اهمیت زیادی دارد. در حوزه زن و خانواده، امروز با مسائل تازهای روبهرو هستیم؛ از حقوق اقتصادی زن و نسبت اشتغال و مادری گرفته تا تحولات ساختار خانواده. اگر پژوهش حوزوی بخواهد به مرجعیت نزدیک شود، باید بتواند درباره این مسائل حرف دقیق، منسجم و قابل دفاع داشته باشد، نه اینکه فقط به تکرار مبانی کلی بسنده کند.
وی در پاسخ به سؤال دیگری درباره اینکه برای تولید یک پژوهش کاربردی و مسئلهمحور چه شاخصها و معیارهایی باید مدنظر قرار گیرد، ضمن تبیین این معیارها، به تشریح نمونههایی از کاربستهای عملیاتی پژوهش منتخب خود پرداخت و بیان کرد: به نظر من، مهمترین شاخص در یک پژوهش مسئلهمحور، وضوح مسئله است. یعنی پژوهش باید روشن کند دقیقاً با چه گرهی روبهروست و قرار است به چه پرسشی پاسخ دهد. تفاوت زیادی هست بین پژوهشی که صرفاً درباره «زن و خانواده» سخن میگوید و پژوهشی که مثلاً روی تعارض میان اشتغال زنان و نیازهای تربیتی خانواده متمرکز میشود. هرچه مسئله روشنتر باشد، امکان رسیدن به نتیجه کاربردی هم بیشتر میشود.
خانم گنجخانلو با بیان اینکه شاخص دوم، تناسب روش با مسئله است، تأکید کرد: گاهی موضوع مهمی انتخاب میشود، اما روش پژوهش آنقدر کلی است که نمیتواند مسئله را باز کند. پژوهش کاربردی لزوماً فقط پژوهش میدانی نیست، اما حتماً باید روشی داشته باشد که بتواند ابعاد واقعی مسئله را نشان دهد و از سطح توصیف صرف عبور کند.
این پژوهشگر عنوان کرد: نکته بعدی، قابلیت تبدیل یافتهها به راهکار است. به نظرم پژوهش کاربردی باید این ظرفیت را داشته باشد که نتیجه آن در جایی به کار بیاید؛ مثلاً در سیاستگذاری، در طراحی یک برنامه آموزشی یا فرهنگی، یا در اصلاح یک دستورالعمل. اگر پژوهش صرفاً در حد تحلیل باقی بماند و راهی به میدان عمل پیدا نکند، کاربردی بودن آن محل تردید خواهد بود.
وی گفت: در میان نمونهها، مقاله «شناسایی الگوهای ذهنی حوزه مطالعات زنان و خانواده ناظر بر نقشهای جمعیتی زنان: کاربرد روششناسی کیو» برای من نمونه نسبتاً خوبی از پژوهش مسئلهمحور است. این مقاله بهجای پرداختن کلی به موضوع زن و خانواده، روی الگوهای ذهنی مرتبط با نقشهای جمعیتی زنان تمرکز کرده و با روش کیو تلاش کرده این الگوها را شناسایی و تحلیل کند.
منتخب یازدهمین دوره مسابقات گروهی «رشد» افزود: کاربست این نوع پژوهش را میتوان دستکم در دو سطح دید: یکی در سیاستگذاری جمعیتی و فرهنگی، چون نشان میدهد درباره نقش جمعیتی زنان چه ذهنیتهایی وجود دارد؛ و دیگری در طراحی برنامههای آموزشی و تبیینی، چون وقتی الگوهای ذهنی شناخته شوند، مداخله فرهنگی هم دقیقتر و واقعبینانهتر خواهد شد. به بیان ساده، اینگونه پژوهشها کمک میکنند پیش از ارائه راهحل، خود مسئله را بهتر بفهمیم.
وی در پاسخ به این پرسش که محققان و پژوهشگران چگونه میتوانند در تبیین دیدگاه ها و نظریات امام شهید حضرت آیتالله خامنهای( اعلی الله مقامه الشریف) پیرامون موضوعاتی نظیر «دشمنشناسی، عزت ملی، حضور مردم و مقاومت» نقشآفرینی مؤثر داشته باشند و بایستههای پژوهشی حوزه در دوران پساجنگ چیست، گفت: به نظر من، اگر طلاب پژوهشگر بخواهند در تبیین منظومه فکری رهبر معظم انقلاب نقش مؤثری داشته باشند، باید این مفاهیم را از سطح تکرار و بازگویی صرف بیرون بیاورند و به سطح تحلیل علمی برسانند. مفاهیمی مانند دشمنشناسی، عزت ملی، حضور مردم و مقاومت، ظرفیت پژوهشی بالایی دارند، اما این ظرفیت زمانی بالفعل میشود که این مفاهیم بهصورت روشمند و در نسبت با مسائل امروز جامعه بازخوانی شوند.
خانم گنجخانلو خاطرنشان کرد: یکی از اولویتهای مهم در این زمینه، صورتبندی علمی و منظومهای این مفاهیم است. یعنی روشن شود هرکدام از این کلیدواژهها دقیقاً چه ابعادی دارند و چگونه میتوان از آنها در تولید ادبیات علوم انسانی اسلامی استفاده کرد. صرف گردآوری بیانات کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، تبدیل این مفاهیم به چارچوبهای قابل تحلیل و قابل استفاده است.
منتخب یازدهمین دوره مسابقات گروهی «رشد» تأکید کرد: نکته دوم، پیوند دادن این مفاهیم با مسائل عینی جامعه است. مثلاً «حضور مردم» را میتوان در نسبت با سرمایه اجتماعی، مشارکت عمومی و اعتماد اجتماعی مطالعه کرد، یا «مقاومت» را فقط در معنای تقابل سیاسی ندید و آن را با تابآوری فرهنگی و پایداری اجتماعی هم سنجید. این نوع نگاه، هم برای نسل جوان قابل فهمتر است و هم پژوهش را از حالت انتزاعی خارج میکند.
وی با بیان اینکه در فضای پساجنگ، این مسئله اهمیت بیشتری پیدا میکند، اضافه کرد: پساجنگ فقط یک وضعیت سیاسی نیست؛ معمولاً دورهای است که جامعه با مسئله بازسازی، امید اجتماعی، انسجام فرهنگی و بازتعریف نسبت مردم با حاکمیت روبهرو میشود. در چنین شرایطی، حوزه اگر بخواهد نقش فعالی داشته باشد، باید از موضع صرفاً دفاعی فاصله بگیرد و به سمت تولید ادبیات تبیینی و تمدنی حرکت کند؛ ادبیاتی که هم قدرت تحلیل داشته باشد و هم بتواند برای مسائل جدید راهحل ارائه دهد.
خانم گنجخانلو در پایان تأکید کرد: به نظرم در این زمینه، حوزه به نهادسازی پژوهشی و دیدهبانی فرهنگی هم نیاز دارد؛ یعنی ساختارهایی که بتوانند مسائل نوپدید را بهموقع شناسایی کنند و پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، برای آنها تحلیل و راهکار ارائه دهند. در مجموع، نقشآفرینی مؤثر طلاب در این عرصه زمانی جدی میشود که هم با روشهای پژوهش در علوم انسانی آشنا باشند و هم بتوانند مفاهیم بنیادین انقلاب اسلامی را در نسبت با مسائل امروز جامعه بازخوانی کنند. در این صورت، حوزه از مرحله شرح و تفسیر صرف عبور میکند و به مرحله تولید دانش و ارائه چارچوب برای حل مسائل نزدیکتر میشود.
نظر شما