تاریخ بشر با ویرانی و آبادانی، با سقوطها و ظهورها، مرگها و زایشها، آغشته و آمیخته است. در این تاریخ سراسر تلاطم، هماره خونریزی و ویرانیخواهی، مدعیان و ملتزمانی داشته است.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، در آخرین ماه سال، با هجوم قشون زوال و جنود اضمحلال به مظاهر زندگی، سومین جنگ علیه مردم ایران در سال۱۴۰۴ شعلهور شد. مدرسه_شجره_طیبه به اذعان رسانههای غربی، دانسته و عمدا مورد حمله دو موشک تاماهاوک آمریکایی قرار گرفت. نوگلان پرپرشده در این جنایت به راستی تجلی زندگی بودند. هنوز میتوان صدای پرشور و شعف دخترکان دبستانی را شنید که در حال جستوخیز در حیاط مدرسه یا مشغول ریز خندیدن یا سرود خواندن در کلاس بودند. فارغ از هیاهوی دسیسههای شیطانی شجره خبیثه صهیونیزم و امریکای جانی، مدرسه شجره طیبه با کودکان معصوم و معلمان خدوم خود، سرشار از زندگی بود.
رهبر_شهید انقلاب، قلب تپنده جمهوری اسلامی ایران بود و البته دشمن غدار به این موضوع واقف بود. از همین رو نشانه گرفتن قلب ایران، میتوانست سایر ارکان و اعضاء را مختل و فلج سازد، که البته این امر محقق نشد، لکن پیوند عمیق میان رهبر شهید و عموم جامعه آنچنان ریشهدار بود که در سختترین شرایط، حضور ایشان همواره قوت قلب و مایه تسلی خاطر مردم بود و طرفه این که این تسلیبخشی و اتکاء دوسویه بود. از این رو بمباران بیت رهبری و به شهادت رساندن آیتالله خامنهای، تلاشی شرورانه، نه تنها برای کشتن یک جان پاک، که شلیک به قلب ایران تلقی میشد. فرماندهان نظامی و سران سیاسی که نقشی مهم و حیاتی در اداره امور دفاعی یا اجرایی کشور داشته و دارند، در سیاهههایی نفرتانگیز، موسوم به لیست ترور، قرار میگیرند و به دست خبیثترین و شقیترین موجودات، به شهادت میرسند.
هدف قرار دادن مراکز درمانی، به ویژه بخش نوزادان بیمارستان گاندی، انبارهای شیرخشک و دارو، مدارس، واحدهای تولیدی، انبارهای نفتی، مراکز هستهای صلحآمیز و منازل مسکونی، همگی پرده از پروژه «جنگ علیه زندگی» برمیدارند. این همه را بیافزایید به چند دهه جنگ اقتصادی و تحریمهای ستمکارانه که دست بر گلوی مردم ایران میفشرد و نیز اضافه کنید نسلکشی دیوانهوار رژیم صهیونیستی، ایجاد قحطی و گرسنگی دادن عمدی و کشتار تفریحی مردم بیپناه در غزه و لبنان و نیز خشونت و تخریبگری قساوتآمیز داعشیهای دینستیز و خونریز ایرانی در روزهای سیاه ۱۸ و ۱۹ دیماه.
از سوی دیگر جبهه مقاومت به طور کلی و جمهوری اسلامی ایران به طور خاص، در صحنه نبرد همواره بر اصول انسانی و حقوق جنگ پایبند بوده است. حتی در تهاجمیترین وهلههای این دفاع پرصلابت، حمله به منابع نفتی و نیز تهدید به حمله به زیرساختهای انرژی و فناوری کشورهای متخاصم، واکنشی به تجاوز دشمن بوده است که در منطق بازدارندگی، عین حراست از زندگی تلقی میشود.
شاهبیت این تقابل مرگ و زندگی، در دعوت رهبر شهید در واپسین فراز از آخرین سخنرانی رسمی ایشان در دیدار با مردم آذربایجان شرقی بود که مردم را به زندگی کردن فراخواندند: «اگر تهدیدی وجود دارد، دستگاههای خنثیکننده تهدید هم به فضل الهی وجود دارد. مردم کارشان را بکنند، زندگیشان را بکنند، درسشان را بخوانند، محیط کسب و کار را [آرام کنند]، تجارتشان را بدون دغدغه انجام بدهند. بایستی در کشور محیط آرامش، محیط اطمینان به نفْس، محیط سکینه حاکم باشد؛ فَاَنزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلی رَسولِهِ وَعَلَی المُؤمِنین؛ خدای متعال انشاءالله آرامش را، اطمینان قلبی را بر یکایک آحاد مردم نازل میکند و لطف میکند؛ مسئولین را هم موفّق میکند تا بتوانند [وظایفشان را] انجام بدهند.»
همچنین رهبر انقلاب(حفظه الله) در پیام نوروزی خود، در مقام یکی از داغداران جنگ_رمضان، مردم را به دید و بازدیدهای سال نو سفارش کردند. این رهنمود افزون بر این که حاکی از اهتمام ایشان به سنتهای دیرین است، توصیه به بازآفرینی زیست ایرانی و جلوگیری از قطع این جریان است. همچنین تأکید بر ازدواج نوعروسان و نودامادها در گرماگرم جنگ و فقدانها و رنجها، نشان از تعهد و اهتمام تمام به زندگی و زندگی کردن از سوی ایشان است.
این جدال، به راستی صفآرایی جبهه زندگی در برابر جبهه مرگ و نیستی است. اکنون اما دفاع متین و راسخ جمهوری اسلامی ایران، هنگامهای پرشور و گرامی است که در موضعی مدافعانه از زندگی، در تمام شئون آن قرار دارد؛ موضعی که در وجه اکمل و اتمّ آن، به حفظ حیات طیبه اهتمام دارد تا بلکه بوی تعفن از پیکره طاعونزده طبقه اپستین بزداید و رایحه کرامت انسانی را دیگربار در این کره خاکی بپراکند و حقیقت آن است که مرگخواهی و تباهیطلبی نابکاران و بدخواهان را پادزهری جز زندگی کردن نیست.
دکتر محمدمهدی یوسفی
عضو هیئتعلمی پژوهشکده زن و خانواده
نظر شما