خشمهای لحظهای و عذابوجدان پس از آن، چرخهای آشنا برای بسیاری از والدین است.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، وقتی بچم کاری میکند که دوست ندارم، ناخودآگاه عصبانی میشوم و سرش داد میزنم؛ بعدش اما خیلی پشیمان میشوم. چطور میتوانم این چرخه را بشکنم؟» این سوال، دغدغه مشترک بسیاری از مادران و پدرانی است که در هیاهوی تربیت فرزند، گاهی کنترل خود را از دست میدهند.
اما برای خروج از این چرخهی معیوب خشم و پشیمانی، چه باید کرد؟ «معصومه حاتمی»، روانشناس سلامت، معتقد است پاسخ در تغییر رویکرد ما از یک والد «تکانشی» به یک والد «تأملی» نهفته است. در ادامه، راهکارهای او را برای مدیریت این بحرانهای لحظهای مرور میکنیم.
کودک نیاز به والد کامل ندارد، والد آگاه میخواهد
حاتمی با اشاره به یک اصل بنیادین در کودکدرمانی، میگوید: «یک جمله در مورد کودکدرمانی وجود دارد که همیشه باید یادمان باشد: کودک نیاز به والد کامل ندارد؛ کودک نیاز به والد قابل پیشبینی و کنترلکننده دارد.»
این روانشناس سلامت، با توضیح تفاوت رفتاری در لحظات بحرانی میگوید: «خیلی مواقع ما در روانشناسی میگوییم آدمها در بحران دو دستهاند: یک؛ آدمهای تکانشی و دو؛ آدمهای تأملی. تکانشیها زود پاسخ میدهند و اکثر پاسخهایشان اشتباه است، چون فکر نمیکنند. اما آدمهای تأملی دیرتر پاسخ میدهند و اکثر پاسخهایشان درستتر است، چون فکر میکنند. کودک به یک والد تأملی نیاز دارد، نه والد تکانشی.»
او یک توصیه کاربردی برای یادآوری همیشگی این نکته دارد: «این را میگویم و حتی میتوانید در یخچال خانه یا داخل اتاق بچهتان نصب کنید: کودک به والد کامل نیاز ندارد؛ کودک به والد آگاه نیاز دارد. والد آگاه هیچگاه تکانشی نیست و همیشه سعی میکند تأملی باشد.»
هنرِ درنگ کردن قبل از انفجار
وقتی فرزند رفتاری انجام میدهد که باب میل ما نیست، اولین واکنشِ ناخودآگاه، خشم است. حاتمی برای مدیریت این لحظات میگوید: «یعنی وقتی فرزند من کاری انجام داد که مورد پسند من نبود و برای من مادر یا پدر آزاردهنده بود، از خودم بپرسم: آیا واقعاً این رفتار به این واکنش شدید نیاز داشت؟»
او برای ملموستر شدن بحث، به تجربهای شخصی اشاره میکند: «مثلاً من وارد اتاق میشوم و متوجه میشوم بچهام با گواش نقاشی کرده و رنگ روی فرش ریخته یا یک طرف دیوار را نقاشی کرده است. دقیقاً دختر من در پنجسالگی این کار را کرد. من دو ساعت خوابیده بودم و وقتی بیدار شدم دیدم با تمام مداد رنگیهایش ساختمانی را که دو روز بود رنگ کرده بودیم، برای خودش نقاشی کرده است!»
این کارشناس در اعترافی صادقانه میگوید: «اینجا چه اتفاقی میافتد؟ من ممکن است واقعاً عصبانی شوم. اتفاقاً خود من هم آن زمان دانش امروز را نداشتم. ممکن است عصبانی شده باشم و داد زده باشم. مگر روانشناسها عصبانی نمیشوند؟ چرا، ما هم عصبانی میشویم و ممکن است داد بزنیم.»
قانون طلایی ۵ دقیقه؛ آیا ارزشش را دارد؟
اما تفاوت اصلی در نوع برخورد پس از فروکش کردنِ آتشِ اولیه است. حاتمی تأکید میکند: «اما چیزی که مهم است این است که پنج دقیقه بعد، پنج ساعت بعد، پنج روز بعد و پنج هفته بعد چه اتفاقی میافتد. از خودم بپرسم: آیا پنج دقیقه بعد هم همین واکنش را نشان میدهم؟ پنج ساعت بعد چطور؟ پنج روز بعد چطور؟»
او در پایان این نکتهی کلیدی را یادآوری میکند که میتواند مانع از بروز برخوردهای آسیبزا شود: «اگر بچه من دیوار را نقاشی کرده باشد، آیا پنج دقیقه بعد باید او را بزنم، موهایش را بکشم یا پرتش کنم؟» پاسخ به این سوال، همان مرز میان واکنش تکانشی و برخورد آگاهانه است که میتواند سلامت روانِ فرزند ما و کیفیت رابطه والدین با او را تضمین کند.
انتهای پیام/
نظر شما