گزارش تازه بیبیسی میگوید شمار فزایندهای از زنان در انگلستان به کارهای فنی و تعمیرات خانگی روی آوردهاند. گزارش از اینفلوئنسرهایی مثل جاسمین گرنی میگوید که با انتشار محتوای تعمیرات خانگی در شبکههای اجتماعی، نسل تازهای از زنان را به این کارها ترغیب میکنند.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، آمارها نشان میدهد ۸۲ درصد از زنان نسل زد میگویند دیدن زنان در حال انجام کارهای پیچیده خانگی در شبکههای اجتماعی آنها را به این کارها ترغیب کرده است. همزمان تقاضا برای متخصصان زن در صنعت ساختوساز بالا رفته و بعضی زنان برای دوری از مشاغل اداری که در معرض خطر هوش مصنوعی هستند، به حرفههای فنی روی آوردهاند. با این حال، زنان تنها حدود ۴ درصد از نیروی کار ساختوساز انگلستان را تشکیل میدهند.
خبر در نگاه اول امیدوارکننده به نظر میرسد. زنانی که خودشان دیوار میکوبند، کفپوش عوض میکنند، کمد میسازند و لولهکشی یاد میگیرند. جاسمین گرنی، سیوسه ساله و هشتماهه باردار، در همین حال دارد کمد دیواری میسازد و میگوید از اینکه ثابت کند مردم در اشتباه هستند لذت میبرد. پیامش ساده است: ما توانا هستیم، علاقه داریم و از اینکه شش ماه منتظر بمانیم تا همسرمان ابزار به دست بگیرد، خسته شدهایم.
اما همین پیام ساده، دقیقاً همان جایی است که باید به آن توجه کرد. این جمله که از انتظار برای همسرمان خسته شدهایم در ظاهر یک شوخی است، اما در واقع اعترافی است به یک شکست. شکست در اینکه مرد خانه مسئولیتش را انجام نمیدهد و راهحلی که این موج ارائه میدهد، اصلاح آن مرد نیست؛ برداشتن بار از دوش او و گذاشتنش روی دوش زن است. این دقیقاً همان نقطهای است که روایت توانمندسازی از تحلیل واقعی جدا میشود.
بیبیسی در گزارشش به آمار جالبی اشاره میکند. بر اساس گزارش سال ۲۰۲۴ فروشگاه زنجیرهای بی اند کیو، حدود سهچهارم زنان نسل زد میگویند از تعمیرات خانگی لذت میبرند، در حالی که این رقم در کل زنان ۶۰ درصد است. و ۸۲ درصد زنان نسل زد میگویند دیدن زنان در حال انجام کارهای پیچیده خانگی در شبکههای اجتماعی آنها را به این کارها تشویق کرده است.
این آمار را میشود دو جور خواند. یک جور این است که نسل تازه دیگر کلیشههای جنسیتی را قبول ندارد. جور دیگر این است که این اعداد نشان میدهند یک روایت رسانهای چطور توانسته رفتار یک نسل را شکل بدهد. وقتی اینفلوئنسرها مدام نشان میدهند که زن توانا زنی است که خودش دیوار میسازد، پیام پنهانش این است: اگر نمیتوانی یا نمیخواهی، پس کمتوانی. این پیام، زن را در یک دور باطل میاندازد. او باید هم کار بیرون را انجام بدهد، هم کار خانه را، و هم حالا تعمیرات را. و اسم این بار مضاعف را میگذاریم توانمندی.
پس در واقع خبر رشد تعمیرات خانگی در میان زنان را نباید فقط جشن گرفت. باید پرسید چرا زنها مجبور شدهاند خودشان همه کار بکنند. چرا همسرانشان ابزار به دست نمیگیرند. چرا متخصص کافی وجود ندارد. چرا استخدام متخصص گران است.. این پرسشها خبر را از یک موفقیت شخصی به یک مسئله اجتماعی تبدیل میکند.
زنهایی که دیوار میکوبند و لوله وصل میکنند، شاید قابل تحسین باشند. اما نباید فراموش کرد که بخشی از این موج، از سر علاقه نیست؛ از سر ناچاری است. و این ماجرا فقط به انگلستان محدود نیست. در ایران خودمان هم همین موج دارد راه میافتد. در شبکههای اجتماعی، حسابهای زیادی را میبینیم که با شعار توانمندسازی به زنان میگویند نجار شو، بنا شو، لولهکش شو، جوشکار شو. دختر آهنگری که با دستگاه فرز کار میکند و بیش از ۲۰۰ هزار نفر در اینستاگرام او را دنبال میکنند .
واقعیت امر این است که در ایران، سازمان فنی و حرفهای برای زنان در رشتههایی مثل نجاری، جوشکاری و فرزکاری حتی مدرک صادر نمیکند. یعنی زنی که میخواهد نجار شود، از همان ابتدا با دیوار قانونی روبهرو میشود.
پس چرا باید زنان را به سمت حرفههایی هل بدهیم که همه چیز، از قانون تا بازار، علیه آنهاست؟ چرا باید به زن بگوییم برو نجار شو، وقتی نه مدرک به او میدهند، نه کارفرما راحت استخدامش میکند، نه محیط کار برایش امن است؟
و بدتر از همه، این موج در ایران هم دارد با همان شعارهای آشنای توانمندسازی پیش میرود. به زن گفته میشود تو باید خودت را ثابت کنی، تو باید بجنگی، تو باید نشان بدهی که از مردها کم نداری. اما هیچکس نمیپرسد چرا مردها نباید ثابت کنند که میتوانند مسئولیت خانه را بپذیرند.. چرا در رسانهها، زن موفق کسی است که شبیه مردها کار میکند، نه کسی که زندگی خودش را دارد.
و نکته آخر اینکه باید مراقب باشیم این موج، به یک پروژه رسانهای تبدیل نشود که فقط تصویر زن توانا را بفروشد، بدون اینکه چیزی در واقعیت عوض شود. اگر قرار است زن ابزار به دست بگیرد، اول باید مطمئن شویم که مجبور نیست این کار را برای جبران غیبت مرد، کمبود دولت و گرانی بازار انجام بدهد. توانمندی واقعی این نیست که زن بار بیشتری بردارد. توانمندی واقعی این است که زن حق انتخاب داشته باشد و اگر انتخاب نکرد، کسی او را کمتوان نداند.
انتهای پیام/
نظر شما